بيداري و انقلاب در کشورهاي عربي به رغـم سختي‌ها ، برگشت‌ناپـذير است
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1051
عضو کميسيون امنيت ملي مجلس در جلسه هفتگي انصار حزب‌الله:
بيداري و انقلاب در کشورهاي عربي به رغـم سختي‌ها ، برگشت‌ناپـذير است
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۷
 
اين موجي که در کشورهاي منطقه به راه افتاده ديگر قابل خاموش شدن نيست. البته احتمال دارد کمرنگ‌تر شود، اما ديگر از بين نمي‌رود و الان ديگر حکومت‌هاي استکباري و جيره‌خوار به سرازيري سقوط افتاده‌اند و آن مردم آزاده چه مسلم و چه غيرمسلم به طرف قله عزّت در حال صعود هستند
محمود احمدي بيغش در جلسه هفتگي انصار حزب‌الله گفت:درباره انقلاب مصر تحليل‌هاي بسياري در رسانه‌ها و مجامع گفته مي‌شود اما بايد براي تحليل يک معيار داشته باشيم و بهترين معيار مي‌تواند از فرمايشات و نوع نگرش و تحليل حضرت امام(ره) که در زمان خود عالم‌ترين بنده خدا بود، به دست آيد. اما نوع تحليل ايشان به شکلي بود که حتي آدمي که سواد ظاهري و کلاسيک نداشت و در دورترين نقطه روستايي قرار داشت، کاملاً درک مي‌کرد و براي يک آدم فيلسوف دانشگاهي هم قابل توجه بود. 

قضايايي که ما امروز در خاورميانه شاهديم، گر چه به ظاهر ساده اما بسيار پرمغز است. اگر ما بخواهيم ريشه‌هاي تحولات امروزي خاورميانه را مرور کنيم، قطعاً بايد به ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ برگرديم. 

بعد از قضايايي که در ميدان ژاله سابق به‌وجود آمد و آن کشتار وحشتناکي که توسط مأموران شاهنشاهي و بعضاً تعدادي سرباز اسرائيلي صورت گرفت، زماني بود که آمريکايي‌ها از حکومت پهلوي نااميد شدند، اما براي اينکه بتوانند عوامل ديگر خودشان را در منطقه و دنيا حفظ کنند، بعد از ۱۷ شهريور به صورت کج‌دار و مريز تلاش کردند شاه را وادار کنند تغييراتي در دولت انجام دهد و رييس دولت را تغيير دهد و کار به جايي رسيد که راضي شدند، شاه برود. وليکن بعد از آن آمريکا هر چه تلاش کرد، متوجه شد که با خشونت نمي‌تواند، در سرمايه بزرگي که در دست حضرت امام است، شريک شود. لذا ديديم که وارد فاز جديدي شدند تا به زعم خودشان در امام نفوذ کنند. بنابراين يک شخص به ظاهر موجهي را به اسم بختيار گير آوردند و او را سر کار آوردند و خواستند که توسط او در حضرت امام نفوذ کرده و به خواسته‌شان برسند. 

تيزبيني و قاطعيت امام 

بختيار از حضرت امام درخواست ملاقاتي کرد و امام(ره) هم پذيرفت، اما فرمود به شرطي که استعفا بدهد و به عنوان يک شهروند ايراني به ملاقات ايشان برود. آنجا بود که آمريکا از اين پروسه هم شکست خورد و نااميد شد و به سمتي رفت که فقط با خشونت ۱۰۰ درصدي به هر شکلي که شده، حکومتي را بياورد که باب ميل خودش باشد.
نتيجه اين شد که حضرت امام از مردم خواستند خيابان‌ها را خالي نکنند، لذا حکومت شاه سرنگون شد و پس از اين سرنگوني، آمريکايي‌ها وارد فاز حذف فيزيکي افراد مؤثر در انقلاب و به وجود آوردن تشنج و درگيري و آشوب در نقاط مختلف کشور شدند. از همان ابتدا در لباس مؤثرين حکومت (لباس روحانيت)، شخص ناداني را به اسم گودرزي تربيت کردند و او نيز تعدادي از چهره‌هاي اثرگذار و متفکرين انقلاب ( شهيد مطهري و شهيد مفتح) را حذف فيزيکي کرد و رعبي در ميان مردم بوجود آورد و از آن طرف هم گروه‌هاي سرسپرده مسلح و غيرمسلح را براي ايجاد اغتشاشات مرزي توسط خلق ترکمن و خلق بلوچ تحريک کردند. 

البته آمريکا در اين پروژه‌ها هم شکست خورد، اما در جنوب غربي کشور تصميم گرفت وارد فاز جديدي شود و گروهک خلق عرب را در داخل لايه‌هاي حکومت نفوذ دهد و آقاي مدني را که استاندار خوزستان بود، با فعاليت‌هاي خلق عرب هماهنگ کردند. 

بعد به سراغ آذربايجان ايران رفتند. در آنجا آمريکايي‌ها يک کار انحصاري کردند و به تعبيري يک شريح قاضي درست کردند و قرار بود فتنه آذربايجان را به پا کنند و چون حکم شرعي لازم داشت، لذا از شريح قاضي آن زمان حکم گرفتند و غائله تبريز را به پا کردند. و بعد هم سراغ کردستان رفتند که همه از آن اطلاع داريم. 

همه اين توطئه‌ها ثمري نداد و لذا آمريکايي‌ها تصميم به کودتا گرفتند و قصد داشتند محل سکونت حضرت امام را بمب‌گذاري و منفجر کنند که به لطف الهي آن هم خنثي شد.
آمريکايي‌ها پس از گروگانگيري سفارت چاره‌اي نديدند جز اينکه خودشان سربازانشان را بياورند. لذا آمدند به صحراي طبس و خداوند آنها را زمين‌گير کرد و در جنگ ۸ ساله هم به مدد الهي به جاي پيروزي، شکست نصيبشان شد. 

بعد از جنگ، همانطور که مقام معظم رهبري در ۲۹/۳/۱۳۸۸ در دانشگاه تهران در خطبه‌هاي نماز جمعه فرمودند فتنه پارسال نه متعلق به انتخابات رياست ‌جمهوري وقت بود و نه اينکه ظرف مدت يکسال يا دو سال طراحي شده باشد؛ آمريکايي‌ها بعدازجنگ مستقيم نظامي، وقتي ديدند ايراني‌ها متحدتر و توانمندتر شدند، گفتند ما بايد وارد آن فازي شويم که همرنگ مردم شويم. 

تربيت عناصر وابسته داخلي 

مطالعه‌اي که صهيونيسم بين‌الملل در ارتباط با تاريخ اسلام دارد، قطعاً از خيلي‌ از شيعه‌ها بيشتر است. لذا آنها آمدند تعدادي را که مي‌دانستند عزت نفس ندارند و مي‌توان در آنها نفوذ کرد، تربيت کردند و اين تربيت بيش از ۲۰ سال ادامه داشت تا قضاياي پارسال رخ داد. در آن قضايا نه کسي با احمدي‌نژاد کار داشت و نه با انتخابات و قرار بر اين بود تا حکومت شيعه‌اي که ولي‌فقيه حاکم آن است، نباشد که به لطف الهي خنثي شد. 

تجربه و تاريخ ۳۲ ساله انقلاب نشان داده که هر ۱۰ سال در آن يک فتنه بروز کرده است. از طرفي فتنه هيچگاه در مردم شکل نمي‌گيرد بلکه عده‌اي از مردم ابتدا حامي فتنه مي‌شوند و فتنه فقط توسط خواص صورت مي‌گيرد. تلاش ما بايد در اين باشد که اين فاصله ده سال کمتر نشود. در سال ۵۷ که انقلاب به پيروزي رسيد در سال ۶۸ فتنه منتظري رخ داد و ۱۰ سال بعد فتنه آقاي خاتمي و دوستان اصلاحاتي او شکل گرفت، بعد از اين فتنه و درست ۱۰ سال بعد فتنه همين جماعت با يک عده ديگر از دوستانشان در سال گذشته رخ داد و قطعاً ۱۰ سال ديگر هم دوباره در بين خواص فتنه‌اي ديگر شکل خواهد گرفت؛ چرا که مادامي‌که حکومت شيعي در مسير صحيح و درست حرکت کند، فتنه‌ها و دشمني‌ها وجود خواهد داشت، ولي هر وقت از مسير منحرف شود، کسي با او کاري ندارد.
 
پس اگر دشمني و خصومت وجود دارد حاکي از حرکت صحيح حکومت شيعه است. نبايد هم توجه کنيم که حالا مثلاً ده‌ها نفر بي‌حجاب، بدحجاب و فاسد و دزد وجود دارند چرا که طبيعي است؛ در زمان پيامبر اسلام(ص)، هم که از طرف خداوند آمده و معصوم بودند، فساد و پارتي‌بازي، جنگ، رشوه‌خواري وجود داشت. در زمان حضرت علي(ع) آن خيبرشکن زمان و عزيزترين افراد بعد از پيامبر(ص)، اين قدر فتنه بالاي سرش بود که اگر حکومت ما ۳۲ سال تا به حال عمر کرده است، حکومت ايشان فقط ۴ سال و چهارماه عمر کرد. تازه فتنه اين قدر شدت گرفت که وقتي ايشان در محراب به شهادت مي‌رسد، عده‌اي در شام، با شنيدن خبر شهادت حضرت علي در محراب مسجد کوفه، مي‌گويند مگر علي(ع) اهل نماز بود؟! 

لذا نااميد نبايد شويم. حتماً به ياد داريد که حضرت امام(ره) در سال‌هاي ۵۹-۵۸ بياني دارند که در آنجا مي‌گويند ما انقلابمان را به سراسر گيتي صادر مي‌کنيم. لذا روح انقلاب صادر شد. در زمان جنگ اعراب و اسراييل ۲۳ کشور عربي مستقيم با اسراييل جنگيدند؛ مقاومت و جنگ اينها ۶ روز بيشتر طول نکشيد. و در اين ۶ روز نه تنها موفق نشدند بلکه کشورهاي مصر و سوريه و اردن بخشي از سرزمين‌هاي خويش را از دست دادند! 

صدور روح انقلاب امام 

اما روح انقلاب امام خميني در کالبد و دل يک مشت بچه مسلمان شيعه در لبنان نشست و طي ۳۳ روز آن عزت و عظمت بزرگ را آفريدند که امروز آقاي سيدحسن نصرالله يکي از اشخاص اثرگذار بر انقلاب مصر شمرده مي‌شود. اين اشتباه است که فکر کنيم انقلاب مردم مصر و تونس به خاطر فقر و گرسنگي آنان بوده است. در جنگ ۳۳ روزه، ايمان به خدا و ايمان به پيام حضرت امام که ما انقلابمان را به سراسر گيتي صادر مي‌کنيم، پيروز شد. 

حتي فلسطيني‌ها وقتي ديدند که تنها راه براي عزت و پايداري‌شان کاري است که حزب‌الله کرد، امروزه واقعاً مريد سيدحسن نصرالله و انقلاب ايران هستند و اين صدور انقلاب است که انجام شد.
 
مردم مصر هم که نمي‌توانستند تحقير شدن را بپذيرند، از انقلاب ايران سرمشق گرفتند و بزرگترين سند الگوگيري آنان از انقلاب ايران اين است که همين که اعلام شد مردم مصر از انقلاب ايران الگو گرفته‌اند، آمريکا و اسراييل به هول و بلا افتادند. پس انقلابي که در تونس رخ داد نه به خاطر فقر مالي بلکه نشئت گرفته از انقلاب اسلامي ايران است. اما آن چيزي که در تونس مايه مصيبت است فرهنگ فرانسوي است که در تونس بر فرهنگ اسلام غلبه دارد؛ چرا که فرانسوي‌ها تا چند سال پيش بر اين کشور حاکم بودند و بخش قابل توجهي از مردم تونس علاقمند هستند که به آنها اروپايي گفته شود تا آفريقايي! مثل بخشي از ترکيه که علاقمند هستند خودشان را با اروپايي‌ها يکي کنند. لذا به طور کلي تحقير شدن مردم تونس از طرف يک مشت اروپايي و کافر از خدا بي‌خبر باعث شد که اينها انقلاب کردند و اولين دستاورد انقلابشان اين بود که بعد از سالها جرئت پيدا کردند در خيابانهايشان الله اکبر گفته و نماز بخوانند و به مساجد روي آورند. 

اينها نشانه‌هايي از پيام امام و صدور انقلاب است. و اين صدور انقلاب بدون لشکرکشي نظامي به دنيا منتقل مي‌شود. 

اين موجي که در کشورهاي منطقه به راه افتاده ديگر قابل خاموش شدن نيست. البته احتمال دارد کمرنگ‌تر شود، اما ديگر از بين نمي‌رود و الان ديگر حکومت‌هاي استکباري و جيره‌خوار به سرازيري سقوط افتاده‌اند و آن مردم آزاده چه مسلم و چه غيرمسلم به طرف قله عزّت در حال صعود هستند. 

اين لطف خداوند است و اولين و با اهميت‌ترين دستاورد انقلاب اسلامي که رهبري آن را حضرت امام داشت، صدور انقلاب است که اين مهم اجرا شده و مي‌شود و بايد مواظبت کنيم که ان‌شاء الله شيطان بزرگ آن را به شکست نکشاند؛ چرا که به هر حال همانقدر که مسلمين از پيروزي ملت‌هاي آزاده خوشحال هستند، دشمني با اين پيروزي هم زياد است و محال است که آمريکايي‌ها ساکت بنشينند؛ چرا که به تعبيري مصر جايگاه بهتري در دنيا بخصوص جهان عرب دارد تا ايران - البته نه از تمام جوانب - و آمريکايي‌ها هنوز هم بعد از ۳۲ سال که از انقلاب ايران مي‌گذرد نه تنها دست از سر ما برنداشته‌اند بلکه خيلي جدي‌تر کارها را عليه ما پيگيري مي‌کنند. 

پس در مورد مصر هم آمريکايي‌ها قطعاً کوتاه نمي‌آيند و نخواهند گذاشت به همين سادگي آن ثروتي که به اسم حکومت مصر سالهاي سال جمع کرده‌اند، امروز توسط عده‌اي ظرف مدت ۱۸ روز نابود شود و قطعاً اميد دارند و دست بردار نخواهند بود. 

لزوم توجه به دستاوردهاي عظيم انقلاب 

البته انقلاب اسلامي ايران علاوه بر صدور انقلاب دستاوردهاي زيادي در زمينه علمي، عمراني و صنعتي داشته است که به نوبه خودش ارزشمند است. بعضي متاسفانه صد، دويست، يا هزار تا بي‌حجاب يا بدحجاب را که در جامعه مشاهده مي‌کنند مي گويند همه چي از دست رفت. 

اولاً ما اين حرفها را قبول نداريم؛ اما انتظار داشتيم بهتر شود؛ چرا که در زمان پهلوي خبيث ما حدود ۳۰۰ هزار شهيد نداده بوديم و اين هزينه با ارزشي است که انتظار داريم طبعاً اين ناهنجاري‌ها کم باشد. اما از سوي ديگر معتقديم اين طبيعي است. چرا که در همين تهران در زمان طاغوت از ۱۰ تا خانه يکي از آنان تلويزيون داشت و آن هم سياه و سفيد بود ولي امروز من خودم رفتم روستايي را ديدم که هنوز ماشين به داخل آن نمي‌تواند برود و در روي کوه قرار دارد، ولي ۸ آنتن ماهواره روي پشت بام آنها مشاهده کردم! يعني امروز فساد تا پستوهاي خانه‌هاي مردم هم رسوخ کرده و اين حکومت اسلامي است که توانسته کنترل کند. يعني اگر شاه خبيث امروز با علمي که در دنيا حاکم است مي‌بود، چيزي به اسم ناموس براي ما ايراني‌ها باقي نمانده بود. 

من اعتقاد دارم آن چيزي که ما را حفظ کرده است، خون شهداست و ما بايد تلاش کنيم فساد نباشد، اما آيا ائمه(ع)‌ ما که منصوب خداي متعال بودند به طور مطلق موفق شدند؛ با فساد مبارزه کنند؟ يا خودشان به دست فاسدين کشته شدند آن هم فاسديني که به ظاهر مسلمان‌ و نماز خوان بودند. 

اگر امروزه بخواهيم بدانيم جايگاه ايران اسلامي در چه جايگاهي قرار دارد، بايد به حوادث مصر توجه کنيم. الان در اخبار محرمانه دنيا جمله‌اي گفته مي‌شود، مبني بر اينکه جنگ سايبري بين ايران و آمريکا بر سر مصر در جريان است و تا امروز هم تحليلگرانشان نظريه دادند که برنده تا به امروز ايراني‌ها بوده‌اند و اين در حالي است که ما اصلاً با آمريکايي‌ها جنگ نداريم و اگر حمايتي هم مي‌کنيم، حمايت معنوي است. 

امروز اگر براي ۱+۵ هزينه مي‌دهيم به جهت حمايت از فلسطيني‌هاست و الا آنها با هسته‌اي شدن ما مشکلي ندارند. پس برکات انقلاب اسلامي بر هيچ کسي پوشيده نيست که به لحاظ هسته‌اي دهمين کشور در دنيا شديم. به لحاظ علمي در کشورهاي منطقه در رتبه اول قرار داريم. از طرفي ديگر سابقه ندارد کشوري ۱۰ سال از انقلابش گذشته باشد و ۱۰ انتخابات برگزار کرده باشد. اما آن چيزي که اخيرا در تونس و مصر پيش آمد، به لطف خدا وضعيت تونس از مصر خيلي بهتر است. آقاي الغنوشي، رهبر انقلاب تونس، که حدود ۲۲ سال در لندن تبعيد بود يک شخصيت مذهبي است و دلش با انقلاب اسلامي ايران است و الان هم در تونس رهبري را به دست گرفته است و بنا دارد بعد از اينکه رهبري‌اش تثبيت شد به لحاظ اينکه در ميان مردم مقبوليتي هم دارد انتخاباتي برگزار شود و خودش در رأس بايستد و يک دولتي تشکيل شود و خودش در دولت نقش نداشته باشد و به طور غيرمستقيم آن را هدايت کند و ظاهرا بنا دارد که از انقلاب ايران الگو بگيرد. 

خلاء بزرگ انقلاب مصر 

اما در مورد مصر قضايا متفاوت است. انقلابي که در مصر به وجود آمد، شباهت‌هاي زيادي چه به لحاظ ظاهر و چه به لحاظ پشت پرده به انقلاب ايران دارد. فقط يک تفاوت بزرگ و فاحش دارد که آن را از انقلاب ما متمايز کرده است و آن چيزي است که خداوند متعال فقط به شيعه داده است و آن رهبري ولايت فقيه است. اگر در مصر رهبري واحد بود، انقلاب آنها نه ۱۸ روزه بلکه ۸ روزه تمام شده بود ولي امروز وضعيت مصر بدتر از ۱۸ روز پيش شده است. قبلا حکومت در دست يک آدم وحشي مثل مبارک بود اما الان به دست کسي ( عمر سليمان) افتاده است که ۳۰ سال رييس اطلاعات آن کشور بوده و ارتباط مبارک با صهيونيست‌ها را اين شخص برنامه‌ريزي، طراحي و کارگرداني کرده است و آمريکا و صهيونيست‌ها خواهان اين هستند که مصر در حالت بلاتکليفي باقي بماند تا اينکه مردم خسته شوند. 

و لذا انقلاب مصر با معضل بزرگ عدم رهبري مواجه است و اين در حالي است که آمريکايي‌ها درصددند چند نفر را به مردم مصر تحميل کنند و تقريباً هنوز کساني که کف خيابان هستند آنها را نپذيرفته‌اند. يکي البرادعي ديگري عمرو موسي که تربيت شده فرهنگ اروپايي‌ها هستند. الحمدلله مصري‌ها هم اقبالي به اينها نشان نداده‌اند. البته به خواسته صهيونيست‌ها مبارک را فراري دادند و يک شوراي نظامي را شکل دادند که اين شورا علي‌الظاهر سکاندار کشور مصر شده است. 

در حال حاضر وضعيت مصر مي‌تواند براي کشور ما يک فرصت و هم مي‌تواند تهديد باشد و اين بستگي دارد که چقدر عالماني که سکاندار اين مملکتند با حمايت از مردم مصر از اين موفقيت به دست آمده، براي دنياي اسلام بهره‌ ببرند. اينکه دوباره صهيونيست‌ها و آمريکايي‌ها برنگردند. لذا ما بايد وضعيت مصر را در حد يک طراحي درازمدت ببينيم و نسبت به آن هدف‌گذاري صحيح داشته باشيم. از سويي هم با سياست‌هاي آمريکا مقابله کنيم. چون بنا دارد به هر شکل که شده نظام فعلي مصر را نگه دارد چون برگ برنده و اميد براي صهيونيست‌ها و آمريکايي‌هاست و لذا تلاش مي‌کنند و توان خويش را به کار گرفته‌اند تا به گونه‌اي مردم را وادار کنند به خانه‌هايشان برگردند. 

طي چند روز گذشته شوراي نظامي مصر بيانيه‌اي داد و در آن بيانيه از مردم خواست که به خانه‌هايشان بروند و از سويي تاکيد شد که ما به ارتباط با دوستان خودمان و تعهداتي که داده‌ايم پايبند هستيم. از جمله خيانت‌بارترين تعهدي که مصري‌ها به اسرائيل داده‌اند، همان پيمان کمپ‌ديويد است که باعث شد دنياي اسلام ملعبه دست مشتي صهيونيست قرار بگيرد. 

الان گروهي از جوانان مصري که خيلي هم صاحب‌نفوذ هستند به اسم گروه «الشباب» شکل گرفته‌اند که اخوان‌المسلمين خيلي روي آنها حساب مي‌کند. اينها بيانيه‌اي داده‌اند و تحويل يکي از سران اخوان‌المسلمين دادند تا وي تحويل شوراي نظامي دهد و او هم آن را تحويل داد. 

خواسته‌هاي منطقي گروه الشباب مصر 

يکي از خواسته‌هاي آنها اين است که وضعيت اضطراري در مصر از بين برود؛ چرا که از زمان عبدالناصر حکومت نظامي کاملا بر سيستم اجتماعي و اداري و فضاي شهري و روستايي حاکم است. دومين خواسته آنها آزادي زندانيان سياسي و لغو قانون اساسي است که الان در مصر جاري و ساري مي‌باشد. سوم انحلال مجلسين يکي مجلس شعب، و ديگر مجلس شورا و مجالس ملي. چهارمين خواسته آنها تاسيس شوراي حکومتي است که از اين شورا فقط يک نفر نظامي و چهار نفر از معارضين باشد. (البته همين گروه الشباب موفق شده پله‌اي را که بعد از ملاقات با اخواني‌ها پس زده بودند، پر کنند.) پنجم تشکيل حکومت انتقالي و فراهم کردن زمينه برگزاري انتخابات که البته يک زمان ۹ ماهه براي آن داده‌اند. ششم تشکيل کميته‌اي متشکل از نخبگان جامعه براي تدوين قانون اساسي طي ۳ ماهه. 

البته اخواني‌ها در مقابل سوال گروه الشباب در مورد اينکه چرا با عمر سليمان مذاکره کرده‌اند، قول داده‌اند که در عمل ثابت کنند که با مردم هستند. البته اخواني‌‌ها بسياري از جماعتشان که جماعت کلاني هم در کشور مصر هست، از تيپ ملي - مذهبي‌‌هاي اول انقلاب خودمان هستند. البته شاکله اصلي اخوان‌المسلمين در پشت پرده هستند و به عنوان مثال نيامده‌اند در خيابانها رهبري تظاهرات را به عهده بگيرند و سعي کرده‌اند فقط مردم را تاييد کنند. 

البته در زمان انقلاب هم اين سيّاسي و ملاحظه‌کاري از طرف ملي‌گراهاي خودمان هم وجود داشت. از سوي ديگر يادمان باشد در جاي ديگر هم وادادگي‌هايي داشته‌اند و در شرايطي که مردم مصر با قدرت به صحنه‌‌ آمدند و آنها هم بايد محکم به صحنه مي‌آمدند، طي بيانيه‌اي اعلام کردند که ما تعهداتي که دولت مبارک داده است را لغو نمي‌کنيم(!) اما به مجلس مي‌آوريم و دوباره نظر مجلس را مي‌گيريم و همه هم مي‌دانند که اصل تعهدات همين پيمان کمپ ديويد است. 

موضعگيري آمريکايي‌ها بنابر آن چيزي که از رسانه‌ها پخش مي‌شود حمايت از مردم است(!) همان چيزي که آقاي بان‌کي‌مون هم آن را اعلام کرد. اما تغييراتي که براي اوضاع کنوني مصر مي‌تواند براي ما متصور باشد سه مورد است که دو تاي آن قطعا به ضرر ماست؛ يکي اينکه احتمال دارد يک جريان اسلام‌ طالباني حاکم شود که قطعا به ضرر ماست و ما با اينها دچار مشکل مي‌شويم. دوم حاکم شدن جريان ناسيوناليسم عربي است البته ممکن است ظاهرش هم ضد اسرائيلي باشد اما قطعا عليه ما هم خواهد شد. اما جريان سومي که ممکن است شکل بگيرد که براي ما خطري نيست و ما به آن اعتقاد هم داريم اينکه ما مصري را طالبيم که حکومت را مردم آن انتخاب کنند و حکومتي ترکيبي باشد و کساني باشند که تعادل را بين خود رعايت کنند. 

اگر مي‌گوييم که ناسيوناليسم صرف براي ما خطر است به اين جهت است که جزاير تنب بزرگ، کوچک و ابوموسي قبل از اينکه شيخ‌نشين‌ها بخواهند مدعي آن شوند، مبارک خبيث حامي اينها بود يعني او بود که اينها را تحريک مي‌کرد و تلاش مي‌کرد تا اين ديگ را داغ نگه دارد و ما بايد اميدوار باشيم تا چنين حکومتي بي‌ در و پيکر و قوي به وجود نيايد.
از خداوند متعال خواستاريم که به مردم مصر کمک کند صحنه را خالي نکنند تا با دشمني‌هاي بزرگ صهيونيست‌ها و آمريکايي‌ها مقابله کنند تا انقلابشان به پيروزي نهايي برسد و يک حکومت مورد نظر و راي خودشان را شکل دهند.ان‌شاءالله مردم ايران هم از آنها حمايت خواهند کرد. 

خلاصه کلام اينکه بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي را مردم ايران در طي دو ماه اخير و پنج سال پيش در جنگ ۳۳ روزه مشاهده نمودند. 

جريان انقلاب اسلامي ايران که مثل يک سيل تونس و مصر را در نورديده است به لطف الهي به سراغ يمن و الجزاير هم رفته است. در يمن عنقريب اين اتفاق خواهد افتاد؛ چرا که اولا يمن کشوري بسيار فقير است و در طي چند ماه گذشته حکومت ظالم و وهابي عربستان بسياري از شيعيان الحوثي را به شهادت رساند. لذا در يمن زمينه وجود دارد. از طرفي علي‌عبدالله صالح هم يک آدم دائم‌الخمر شيره‌اي و بدبختي است که حکومت فاسدي براي خود و اقوامش شکل داده و کشتارهاي زيادي به خصوص از شيعيان کرده است و يقينا حکومتش ساقط خواهد شد. 

دليل آن هم اين است که با همسايه شمالي خودش (عربستان) تا چندي قبل اختلاف مرزي و جنگ داشتند. الان ملک عبدالله با آمريکايي‌ها است. لذا آنها براي اينکه حکومت ملک عبدالله را در عربستان حفظ کنند حاضرند حکومت عبدالله صالح را ناديده بگيرند و ان‌شاءالله در يمن هم مردم پيروز خواهند شد. اما در الجزاير آقاي بوتفليقه که يک آدم مريض‌ احوال و ناجوري است در ۷ سال گذشته با انقلابيون برخورد وحشتناکي کرده است؛ به طوري که حدود ۴۷۰ نفر از انقلابيون را زنده به گور کرد. لذا يک حکومت صرف پليسي و مخوف شکل داده است که برخورد مردم با او ممکن ولي در عين حال سختي‌هاي خاص خودش را دارد. 

اما در اردن که ملک عبدالله پادشاه آن کشور همسر و مادرش انگليسي هستند اين احتمال وجود دارد که انگليسي‌ها در کمک به ملک‌عبدالله افراط کنند و نگذارند او ساقط شود و لذا حرکت مردم را عليه نخست‌وزير سوق دهند و بعد نخست‌وزير را عوض کنند و به اين شکل اصلاحاتي انجام دهند. 

پرسش و پاسخ 

* آيا با شناختي که از حضرت امام خميني(ره) داريد، عملکرد امروز مجلس مورد رضايت ايشان است؟ و آيا لجاجت‌هاي بي‌مورد مجلسيان در شرايط بحران‌هايي که وجود دارد، آب به آسياب دشمن ريختن و چوب لاي چرخ دولت گذاشتن و قوانين را در شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت چرخاندن نيست؟! در چنين صورتي اين مجلس در راس امور است؟ در صورتي که مردم هم از اين کارشکني‌ها ناخرسند هستند؟
- حضرت امام(ره) در بياناتشان فرموده‌اند که مجلس شوراي اسلامي عصاره فضايل ملت است. البته کلام حضرت امام صحيح و درست است و درآن هيچ شک و شبهه‌اي وجود ندارد و قطعا هم نظر اين بوده است که الگوي نمايندگان شهيد درس باشد که متاسفانه نشده است. من به عنوان يکي از نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي رفتار مجلس با دولت را نمي‌پسندم. 

به نظر بنده کليت دولت بي‌نظير است از جمله خدمات و موضعگيري‌ها. بنده خودم از رسانه‌‌ها در ۶ سال پيش شاهد بودم که رئيس جمهور وقت (خاتمي) جلوي ۳ وزير خارجه غربي واداده بود و بعد هم آمدند درب تاسيسات هسته‌اي را قفل کردند و کليدش را با خود بردند.
 
خدمات دولت آقاي احمدي‌نژاد و عزتي که براي کشور در لواي رهبري‌هاي رهبر معظم انقلاب به دست آمده بي‌نظير است. اصلا سابقه ندارد که يک رئيس جمهور به لبنان برود و در اوج جنگ و وحشي‌گري صهيونيست‌ها بايستد و صحبت ‌کند. اين در حالي است که وحشي‌گري صهيونيست‌ها تا بدانجاست که سيد حسن نصرالله هيچ وقت خارج از ويدئو کنفرانس با مردم صحبت ‌نمي‌کند. اين براي جمهوري اسلامي عزت است. آن وقت در مجلس به جاي اينکه با رئيس‌جمهور همراهي شود عده‌اي مقابل ايشان جبهه‌گيري مي‌کنند. 

من واقعا حرف شما را تاييد مي‌کنم و رفتار مجلس را نمي‌پسندم. حالا اينکه دولت چهار تا ضعف هم داشته باشد امري اجتناب‌ناپذير است . 

ما متاسفانه در مجلس قدردان کارهاي بزرگ دولت نيستيم و فقط به دنبال نقاط ضعف هستيم که آن را بزرگ کرده و توي سر دولت بزنيم. مثلا در مورد نصب رئيس کل بانک مرکزي که جزء وظايف دولت است، اما در مجلس اصرار داشتند به گونه‌اي ديگر باشد. من خودم اعتقاد دارم که حق اين بود و هست که ما از دولت قدرشناسي کنيم. 

* در مورد جريان فتنه و امتداد آن در جمهوري اسلامي توسط موسوي و کروبي توضيح دهيد.
- البته فتنه هميشه ادامه دارد و اگر کسي فکر کند تمام شده، اشتباه است؛ چرا که فتنه ديگر همزاد نظام جمهوري اسلامي است، اما شيوه و شکل آن عوض مي‌شود. اگر قرار است مردم در درگاه الهي امتحان پس دهند بايد توي دهن اينها بزنند . هر جا که حق باشد باطل هم مقابل آن وجود دارد. در هرصورت اين فتنه وجود دارد که بايد دعا کنيم خداوند ريشه آنها را بکند. البته نام اينها را در چنين مکاني بردن، کاري ناصواب است چرا که اينجا مکان مقدسي است. ما اصلا حتي نبايد اسم اينها را ببريم و بايد دهانمان را آب بکشيم. چرا که به فرموده مقام معظم رهبري در قم اينها سران فتنه‌ نيستند بلکه سرباز فتنه‌ هستند. سران فتنه لابي بزرگ صهيونيسم است. اينها اصحاب و يار براي فتنه هستند. 

اگر ما مي‌خواهيم با سران فتنه بجنگيم، سران فتنه آمريکايي‌ها هستند که البته با آنها در فضاي سايبري در جنگ هستيم. لذا از اين ديوانه‌‌ها هر کاري برمي‌آيد. 

* در مورد استيضاح وزير راه و ترابري و شبهه غير قانوني بودن آن توضيح بفرماييد. 

- استيضاح وزير راه قانوني بود و وزير راه با عدم حضورش در استيضاح بزرگترين اهانت را به مجلس رواداشت. آقاي بهبهاني در شان دولت اصولگراي آقاي احمدي‌نژاد نبود و مجلس هم به وظيفه قانوني‌اش عملکرد. امضاي استيضاح کنندگان ۲۷ تا بود و تا قبل از استيضاح تعدادي از نمايندگان امضاي خود را پس گرفتند و تعداد امضا‌ها به ۹ مي‌رسد ولي از سوي ديگر ۱۳ نفر جديد استيضاح را امضا مي‌کنند. بنابراين تعداد امضا‌ها صحيح و استيضاح قانوني بوده است.