صداوسيما امسال در شرايط خاصي به استقبال از ماه مبارك رمضان رفت. از يك طرف مردم كشورمان در اوج هجوم شبكههاي ماهوارهاي خارجي قرار دارند و رسانه ملي در عمل نشان داده كه در پي رقابت با اين شبكههاست. از طرف ديگر معاونت سيما مدت كوتاهي است كه تغيير كرده و اين اولين بسته مناسبتي اين مديريت جديد است.
به خصوص اينكه معاون كنوني سيما در اين مدت با برگزاري نشستها، سخنرانيها و خبرسازيهاي فراوان وعدههاي بسياري درباره تغيير و ارتقاي کيفيت برنامههاي تلويزيون داده است. با اين حال به نظر ميرسد كه مسئله اول، يعني تلاش براي جذب مردم به صداوسيما محور استراتژيك تهيه و توليد برنامههاي اين مناسبت بود. چراکه به طور آشکاري، کيفيت و محتواي سريالهاي امسال نسبت به سالهاي گذشته افت کرده است. در اين ميان برنامههاي گفت وگو محور سيما همچنان در سطحي بالاتر و والاتر از ساير برنامهها قرار ميگيرند.
تذكر همراه با تغافل يكي از رسالتهايي كه صداوسيما براي برنامههاي ماه رمضاني خود قائل بوده و هست، يادآوري و تذكر معنويات و به خصوص معاد است. همين رسالت هم سبب شده كه طي چند سال اخير سريالهايي با مضامين ماورايي و با هدف نشان دادن جهان ناپيدا و چگونگي ادامه حيات انسان پس از مرگ تهيه و پخش شده است. به همين دليل هم نميتوان و نبايد رويكرد كلي سيما به توليد سريالهاي معناگرا را رد كرد. اما درباره چگونگي ترسيم اين مضامين جاي بحث فراوان است كه به طور مصداقي در بررسي برنامهها بدان پرداخته ميشود.
اتفاقي كه امسال درباره كليت برنامهها و به خصوص سريالها رخ داده، نوعي در هم آميخته شدن تذكر و تغافل است. يعني اين برنامهها هم رسالت احياي تصويري معنويات را برعهده دارند و هم به خاطر مسئلهاي كه عنوان شد –رقابت با شبكههاي رقيب و نشاندن مردم پاي گيرندههاي رسانه ملي- به جذابيت كاذب هم متوسل شدهاند. اين حال و هوا را در حجم زيادي از برنامهها شاهد هستيم.
ابتدا سريالها؛ امسال چهار سريال اصلي ويژه ماه مبارك رمضان از سيما به نمايش درآمد؛ شبكه يك «سقوط يك فرشته»، شبكه دو «سيامين روز»، شبكه سه «پنج كيلومتر تا بهشت» و شبكه تهران «سه دونگ، سه دونگ». البته به جز اين چهار تا تعدادي هم سريال پخش شد كه يا تكراري هستند مثل «زير زمين»، يا مانند «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» در تمام طول سال پخش ميشوند و يا همچون «راز و نياز» تنها در سه چهار قسمت به مناسبت شبهاي قدر به نمايش درآمدند كه ميتوان نام سريالهاي فرعي ماه رمضان را بر آنها نهاد. اما چهار سريال اصلي به ترتيب پخش از شبكهها به اين شرح هستند:
سقوط يك فرشته سريال شبكه اول سيما براي اين ايام در ساختاري معمايي که گاه لحن وحشت به خود ميگيرد توليد شده است. خانوادهاي زندگي خوب و خوشي دارند، اما مكر و فريب شيطان خيلي زود اين كانون را بر هم ميريزد و آنها را به سياهي و رنج فرو ميبرد.
ايده و طرح كلي سريال بسيار مثبت، جديد و قابل تأمل است. به خصوص اين ايده كه دور شدن قرآن از ميان جمع، آرامش را از بين برده و موجب پريشاني انسانها و تاخت و تاز شيطان ميشود. انحطاط مرحله به مرحله انسان نيز در اين سريال دراماتيزه شده است. بزرگترين سقوطها در دهشتناكترين پرتگاهها با گناهان كوچك و غفلتهاي پيش پا افتاده شروع ميشود. مثل كاراكتر سارا در اين سريال كه سقوطش با حسادت به فاطمه به خاطر قبول شدن او در دانشگاه شروع ميشود. پس از آن است كه وي با نيما وارد تعامل ميشود. سارا تصورش اين است كه اين گفتوگوها و ديدارهاي كوتاهمدت او با آن پسر چندان خطرناك نيست. اما رابطه وي با نيما هر روز صميميتر از گذشته ميشود و به تدريج به عمق سياهي و گناه ميرود. آنچنان كه رفتهرفته رو در روي نزديكترين نزديکان خود قرار ميگيرد و حتي با پدرش نيز به تخاصم ميپردازد. آنچه براي سارا در اين سريال رخ ميدهد اتفاقي است كه در عالم واقع نيز به شكلهايي شبيه به اين براي برخي از جوانهاي غافل رخ ميدهد.
با اين حال «سقوط يك فرشته» دچار مشكلاتي هم هست. ازجمله اينكه در اين سريال بر ماجراهاي عاشقانه و روابط نامشروع نيما و سارا بيش از حد تمركز شده است. اين باعث شده كه فضاي سريال بيش از آنكه تذکر دهنده باشد، حاوي بدآموزي شود. به اين معني كه شيوههاي فريب جنس مخالف بعينه به خورد مخاطب داده ميشود. شايد نمايش اين گونه ماجراها به ظاهر بياهميت باشد، اما روي کودکان و نوجوانان تأثير ميگذارد و الگوهاي رفتاري شخصيتهاي فيلم در ذهن اين نونهالان نهادينه و ثابت ميشود. البته اين روابط تنها به دختر فريب خورده سريال محدود نشده و حتي فاطمه هم که نماد يک دختر مومن و حقيقتجوست در قسمتهاي اخير وارد اين گونه مناسبات ميشود. البته او هم با پسري شبيه به خودش، يعني يک جوان خوب و مومن، اما نامحرم دوست ميشود و حتي با او در کوه و بازار سير ميکند. از اين تصاوير مشخص است که سازندگان اين سريال نه شناخت درستي درباره الگوهاي رفتاري در اسلام دارند و نه جوانان مومن را به خوبي ميشناسند. اول اينکه دوستي دو جنس مخالف به هر نحو منکر است، حتي اگر دو جوان مومن باشند. دوم اينکه اصلا جوانهايي که به معناي واقعي مومن هستند هيچگاه دچار چنين مناسبتهايي نميشوند.
نكته ديگري كه البته امسال در سريالهاي ماه رمضاني سيما رواج گستردهاي دارد، نمايش تصويري بسيار منفي از مستضعفان و فقرا است. در اين سريال هم دزدي قرآن را فرزند يك خانواده محروم اجرا ميكند. خواهر او نيز به نوعي در اين سريال در موضع دستيار شيطان عمل ميكند. اين درحالي است كه قهرمانهاي سريال جزو طبقه مرفه جامعه هستند. حاج حبيب و ريحانه و فاطمه به عنوان شخصيتهاي مثبت مجموعه محسوب ميشوند كه مصداق بارز اين مسئله هستند.
نكته ديگري كه در «سقوط يك فرشته» به عنوان يك نقطه ضعف به حساب ميآيد، صداي شيطان است كه نقش راوي سريال را هم دارد. صدايي بسيار عارفانه و روحاني دارد كه بيشتر براي صداي ملائك مناسب است.
سيامين روز شبكه دو سيما امسال در زمينه ويژه برنامههاي ماه مبارك سيما يك سنتشكني كرد؛ براي اولين بار يكي از سريالهاي اين مناسبت قبل از افطار پخش شد. اين سريال «سيامين روز» نام دارد و در قالب ماورايي ساخته شده است. يک سنتشکني ديگر اين مجموعه هم اين است که اين بار فرشته بر يک قاتل که به واسطه بخشش اولياي دم از اعدام نجات يافته نازل ميشود! تا پايان هم معلوم نميشود که اين فرد –سياوش- چه ويژگي خاصي دارد که فرشته تنها به سراغ او ميآيد و بيپرده با او سخن ميگويد و چرا اين فرشته با ساير افراد تعامل مستقيم ندارد؟
نکته ديگر درباره اين سريال اين است که مسائل اخلاقي و پند و اندرز و ياد معاد و جهان آخرت، تقريبا در بيشتر زمان سريال در حاشيه قرار دارد. در مقابل، موتور اصلي درام در اين أثر، كشف و رونمايي تدريجي كثافتكاريهاي يك پيرمرد و همچنين رقابت عشقي سه زن با يك مرد است!
آنچه در حاشيه سريال مطرح ميشود ماجراي يك قاتل است كه به دار آويخته ميشود. اما طناب او پاره شده و نجات مييابد. در ادامه ميبينيم كه اين يك فرصت الهي است كه به اين مرد داده ميشود تا او در يك مهلت ۳۰ روزه گذشتهها را جبران كند و با فراغ بال، به ديار باقي برود. با اين حال به نظر ميرسد كه او قدر اين فرصت را نميداند و با افزون شدن بار گناهانش به آن جهان ميرود. اما بيشتر زمان سريال را زد و بندهاي عموي اين مرد قاتل با وكيل او براي بالا كشيدن مال و اموال او تشکيل ميدهد. اين مرد كهنسال همچنين داراي سوابق اخلاقي چندان موجهي هم نيست. تاجايي كه حاضر نشده پدري يكي از دخترهايش را بپذيرد و آن دختر پس از گذشت بيش از بيست سال به اين نسبت آگاهي مييابد. نحوه آگاهي يافتن او از اين موضوع هم در نوع خودش جالب توجه است.
او روزي به تعقيب مادرش با آن مرد ميپردازد و آنها را در يك قهوهخانه سنتي مييابد. درحالي كه آن دو روي يك تخت نشسته و مشغول گفتوگو هستند، دوست آن دختر به كنار آنها رفته و صحبتهايشان را ضبط ميكند. اينكه چرا اين زن و مرد از حضور يك شخص غريبه در چند سانتيمتري خود آگاهي نمييابند و مخفيترين حرفهاي خود را در حضور او ميزنند، از آن اتفاقات عجيبي است كه تنها در اين نوع سريالها به وقوع ميپيوندد!
اما به جز اين، يكي از روايتهاي اصلي سريال «سيامين روز» ماجراهاي روابط و تمنيات سه زن براي وصلت با يك مرد است، آن هم يك مرد قاتل كه رد طناب دار همچون يك برچسب، هميشه بر گردن او پيداست! سياوش، قاتل نجاتيافتهاي كه قهرمان اين سريال است، از يك طرف با دختري كه حالا معلوم شده دختر عمويش است روزگاري نامزد بوده و اكنون نيز آن دختر در تلاش براي انجام اين وصال است. دختر حاجقاسم که شوهرش توسط سياوش كشته شده هم داراي نوعي دلبستگي به اوست. تاآنجا كه حاج قاسم در بستر مرگ، به خاطر ممانعت از رسيدن آن دو به يكديگر، از زن حلاليت ميطلبد. علاوه بر اينها، دختر عموي سياوش هم كه از خارج آمده به زور خودش را به پسرعمويش غالب ميكند! اين دختر عمو و پسر عمو هم باوجودي که با هم نامحرمند، دائم با يکديگر رفت و آمد و نشست و برخاست دارند و حتي به گردش و ورزش هم ميروند. به اين ترتيب سريالي که مدعي يادآوري درباره مرگ و معاد است هم، عاديسازي روابط دو جنس مخالف را مرکز توجه خود قرار داده است.
اين روايتها باعث شده كه نمايش گناه و بدي و فريب در اين سريال بيشتر جلوه كند و رويكرد ديني كار را در سايه خودش قرار دهد.
پنج كيلومتر تا بهشت يكي از پر حرف و حديثترين سريالهاي ماه مبارك رمضان تلويزيون در تمام سالهاي اخير همين سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» است. با اين تفاوت كه اگر مثلا سريال «بزنگاه» به خاطر طرح يك سري شوخيهاي ناپسند در لحظات پس از افطار رمضان چند سال پيش حاشيهساز شد، سريال امسال شبكه سه به واسطه ارائه تصاويري عجيب و غريب از ماوراءالطبيعه به اين وضعيت دچار شده است.
اين مجموعه هم مثل ساير برنامههاي تلويزيون ما در اين ايام مبارک به دنبال بالا بردن معنويت در ميان مردم بوده است. اما در نمايش جهان ناپيدا بيش از حد افراط كرده و امور قدسي را بازيچه درام قرار داده است. ترسيم معنويات و امور ماورايي بسيار دشوارتر از موضوعهاي روزمره و واقعي است. به طوري كه ممكن است به جاي انتشار ايمان و باور به روز واپسين و زندگي پس از مرگ، به بدعت و تحميل برداشت شخصي از واقعيتي منجر شود كه نميتوان برداشت فردي خود را درباره آن به عنوان يك اصل منعكس كرد. ديدگاه شخصي درباره نوع نگاه به جهان شايد با تساهل پذيرفته شود، اما درباره مسائلي كه به مقدسات برميگردد و روي ايمان مردم تأثير ميگذارد، بايد به جاي توهم و تصور و تخيل خويش، به آنچه در منابع آمده و بزرگان عرصه دين تأييد ميكنند، رجوع كرد.
اما آنچه بيش از هر چيز ديگري به اين مجموعه لطمه زده، وجود يك روايت تينايجري است كه آن را از يك أثر ديني و معناگرا به فيلمي دختر-پسري تقليل داده است. اميرحسين نخعي بلافاصله پس از رفتن به كما و تبديل شدن به يك «روح سرگردان» با دختري كه او نيز يك روح است همراه ميشود. اين دختر در زندگياش كارنامه چندان خوبي نداشته و حتي خودش بارها تأكيد ميكند كه به خاطر انجام يك گناه كبيره از لطف پروردگار نااميد است. اما نكته جالب توجه اين است كه اميرحسين خودش را به دست اين روح ناپاك(!) ميسپارد و همچون يك مرشد كه از مراد خود پيروي ميكند، به فرمانهاي آن دختر جامه عمل ميپوشاند. هيچ اجباري براي مونث بودن همراه –بخوانيد استاد- اميرحسين در دنياي ناپيدا نبوده و تنها به خاطر ازدياد جذابيت کاذب، اين موضوع در سريال به نمايش درآمده است.
اين سريال هم دچار مشكل منفينمايي مستضعفان است. خانواده خواهر اميرحسين، پايين شهري و فقير هستند. شوهر او کريم، نصاب ماهواره است و کتکش هم ميزند. اين درحالي است که اين مسئله هم از نظر منطق درام چندان مهم نبوده و سازندگان سريال ميتوانستند اين خانواده را به شکلي معمولي نشان دهند، نه خلافکار.
سه دونگ سه دونگ بيربطترين سريال ويژه ماه مبارك رمضان امسال سيما از شبكه تهران و ساير شبكههاي استاني به نمايش درآمد؛ «سه دونگ، سه دونگ»! يك سريال كمدي كه متكي بر كليشههاست. كليشههايي كه پيش از اين در سريالهاي كمدي ديگري هم ديده بوديم. بازيگران اصلي سريال تقريبا همان تيپهايي را كه قبلا در آثار ديگر نمايش داده بودند در اينجا هم اجرا كردند. خلاء اصلي سريال، يك داستان و سير دراماتيك كامل بود. تنها يك قصه بيرمق در آن جريان دارد كه با تكهها و شوخيهايي پر شده است. شوخيهايي هم كه چندان عميق و بديع نيستند.
اما به جز ضعف ساختاري، ايرادهاي محتوايي فراواني هم در آن ديده ميشود. اين سريال هم به ارائه الگوهاي رفتاري و شخصيتي نادرست به بينندگان تلويزيون دچار است. به عنوان مثال، در يكي از قسمتهاي آغازين سريال، يک جوان درحال صحبت با دوستش است كه ناگهان خواهر دوستش كه يك دختر چادري هم هست وارد اتاق ميشود. وقتي اين پسر به او سلام ميكند، آن دختر باچنان ادا و اطواري جواب سلام ميدهد كه هم نوعي بياحترامي به دخترهاي محجبه جامعه محسوب ميشود و هم الگوسازي رفتاري نامناسبي را براي دختران جامعه در پي دارد. نوع روابط بين اعضاي خانواده هم در اين سريال بسيار مخدوش و آشفته است. همه با هم دعوا دارند و ميخواهند روي يکديگر را کم کنند. اي کاش به جاي اين نوع رفتارها، الگوهاي مثبت و پسنديده رفتاري ترسيم ميشد.
برنامههاي غيرنمايشي برنامههاي غيرنمايشي سيما نيز در اين ايام همچون سريالها، وضعيتي متفاوت مييابد. به خصوص پخش سخنرانيهاي آيات عظام و مراجع تقليد که غناي معنوي و معرفتي برنامهها را سنگينتر ميکند.
برنامه «راز» را همچنان بايد يكي از بهترين برنامههاي ماه مبارك رمضان به حساب آوريم. راز، موضوعهايي بسيار به روز، مهم و پرجاذبه را دستمايه بحث و تحليل قرار داد. ضمن نفي و سلب پديدهها و اتفاقات منفي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، يك برنامه به شدت ايجابي هم محسوب ميشود. زيرا در هر قسمت خود دو سه نفر از شخصيتهاي برجسته متعهد و انقلابي را به مخاطبهاي خودش معرفي ميكند. همين مورد، جايگاه برنامه راز را بسيار رفيع و قابل ستايش كرده است.
همچنين مدتي است برنامهاي با عنوان «گره» از شبکه سه سيما پخش ميشود که البته فقط ويژه ماه رمضان نيست، بلکه در تمام طول سال روي آنتن ميرود. اما رويکرد برنامه فرهنگ و دين است. موضوعها و مباحث بسيار جالبي در برنامه مطرح ميشود و مخاطب با صرف کردن وقتش پاي آن دست خالي برنميخيزد.
پخش برنامههايي چون «جشنواره تابستاني کيش» در اين ايام هم از آن اتفاقات عجيب است. چون اين برنامهها جنبه فرهنگي بسيار کمرنگي دارد و بيشتر يک تبليغ تجاري براي منطقه آزاد کيش محسوب ميشود. برنامهاي که داراي رويکردي مصرفگرايانه و مادي است و نمايش آن در بهترين ساعت انتقادآميز است.
يکي ديگر از ويژه برنامههاي ثابت و شبانه سيما براي ماه مبارک رمضان که هيچ تناسبي با حال و هواي اين ايام ندارد، خندهبازار است. در اينکه ماه رمضان موسم جشن و نشاط معنوي مسلمانان است و رسانهها نيز بايد به اين نشاط کمک کنند ترديدي نيست، اما اي کاش براي چنين مناسبتهايي کمدي فاخر و داراي ساختار و محتواي غنيتر پخش ميشد.
ساير برنامهها نيز روالي همچون سالهاي گذشته داشتند.
منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)