پایگاه خبری انصارحزب الله: رخداد عجيبي بود. سايت شوراي روابط خارجي آمريکا درست چند روز مانده به ترور شهيد مصطفي احمدي روشن مقالهاي را به قلم «مايک زينکو» منتشر کرد که طي آن صراحتاً از عبارت «جنگ ايران و آمريکا» نام برده شده بود.
نويسنده مقاله با عيني بيان کردن اين مسئله مدعي شده بود که اوباما براي جنگ با ايران بايد به سوالاتي از قبيل اينکه استعداد موشکي ايران در چه حدّي است پاسخ بدهد.
او در عين حال تأکيد کرده بود که اوباما بايد بداند که تنها اعتماد به ايران کافي نيست.
خبرهايي نيز از رايزنيهاي يک هيأت انگليسي با مقامات صهيونيست پيرامون جمهوري اسلامي ايران در تلاويو در دست بود.
در صبح روز حادثه نيز عموم رسانههاي مطرح دنيا در ليست خبرهاي برتر خود؛ تيتري از صحبتهاي هيلاري کلينتون وزير امور خارجه آمريکا را آورده بودند که طي آن تصميمات ايران براي غني سازي صلح آميز اورانيوم را محکوم کرده بود.
برخي از اين رسانهها مدعاي کلينتون همراه با تصوير او را به عنوان خبر اصلي خود برگزيده بودند.
و اين موضوع هنوز در صفحات اصلي رسانههاي جهان قرار داشت که انفجاري در خيابان شهيد گل نبي تهران روي داد.
انفجاري که طي آن «مصطفي احمدي روشن» از مديران سايت هستهاي نطنز به همراه رانندهاش به شهادت رسيدند.
اين ترور نشانهدار مطالعات نشان ميداد که حادثه ترور البته در قاموس اقدامات امنيتي ، يک ترور نشانه دار است. تروري دقيقا کپي برابر با اصل آنچه که در ماجراي ترور استاد شهيد عليمحمدي رخ داده بود. و مشابه با آنچه که در ترور استاد مجيد شهرياري به وقوع پيوست.
آيا اين اتفاقات به هم ربط داشت؟ چه ضرورتي دشمن را وادار ميکرد با وجود خطري که استفاده از نقشههاي سوخته دارد اما باز هم براي يک ترور جديد از نقشههاي قديمي استفاده کند؟
اين هماهنگي بين انديشکدههاي آمريکايي و رسانههاي مطرح جهان که تماماً درست در روز وقوع حادثه ترور؛ مطلبي را در محکوميت فعاليتهاي هستهاي صلح آميز جمهوري اسلامي ايران بر روي صفحه اصلي خود داشتند، آيا يک رخداد تصادفي بود يا اينکه در پشت پرده آن با وقوع ترور در خيابان شهيد گل نبي ارتباطي وجود داشت؟
آنچه که در پيرامون ترور شهيد احمدي روشن رخ داد و نيز منطقي که در سوالات بالا وجود دارد ذهن را به سمت واکاوي دقيق تر حوادث رخ داده سوق ميدهد.
در وهله اول بايد دانست که در قاموس برخي سرويسهاي امنيتي دنيا مفهومي به نام «ترور نشانهدار» وجود دارد.
ترور نشانه دار به آن معنا است که برخي از سرويسهاي امنيتي و جاسوسي دنيا سعي ميکنند در عملياتهاي تروري که برنامه ريزي ميکنند به گونهاي ناپيدا اما محسوس؛ به تمام افکاري که رخداد آن ترور براي آنها حاوي ارزش مجاورت فيزيکي يا معنوي است اينطور القا کنند که «بله. شما درست فکر ميکنيد. ما طراح اصلي اين ترور هستيم و اين اتفاق با مديريت ما امکان وقوع يافته است.»
اين کار با وجود تمام سختيهايي که دارد اما براي سرويسهاي طراحي کننده عمليات ترور اين مزيت را ايجاد ميکند که بتوانند گامهاي بعدي در عملياتهاي رواني و نرم خود را با سادگي بيشتري بردارند.
شايد در اين زمينه اشاره به يک مثال ضروري باشد. در هنگام ترور يکي از دانشمندان هستهاي ما؛ بلافاصله پس از وقوع ترور؛ يادداشتي در يکي از رسانههاي مجازي منتشر شد که تلويحاً از پيروزي صهيونيستها در نفوذ به پايتخت سخن رانده بود.
اين يادداشت که البته اطلاعات ما در زمينه عمدي يا سهوي بودن انگيزه نوشتن آن ناقص است بلافاصله با عکس العمل نهادهاي امنيتي کشور مواجه شد و الخ...
در واقع عوامل موساد توانسته بودند با به راه انداختن يک ترور، يادداشتي را توسط عوامل ناآگاه در داخل ايران در مقابل ديد ميليونها مخاطب ايراني قرار دهند و در آن قدرت پوچ خود را به رخ بکشند.
آيا اين رخداد آنقدر ارزش نداشت که سرويسهاي جاسوسي رژيم صهيونيستي، ماهها براي وقوع پيشزمينه آن يعني ترور يک دانشمند هستهاي جمهوري اسلامي ايران برنامه ريزي کنند؟
و البته اذعان ميکنيم که اين تنها يکي از اهدافي بود که صهيونيستها از زنجيره ترورهاي نشانه دار خود به آن دلبسته بودند و مابقي اهداف آنها يحتمل بر روي ميزهاي بررسي کارشناسانه سربازان گمنام امام زمان(عج) قرار دارد.
ترور شهيد احمدي روشن در حالي صورت گرفت که ساعاتي پس از وقوع آن، شبکه خبري الجزيره نيز در گزارشي رمزوار به آن پرداخت.
الجزيره در بخشي از اين گزارش به نقل از يک مصاحبهشونده ايراني ميگويد: «من تعجب ميکنم که در تهران که همواره شهر امني تلقي ميشود چگونه چنين ترورهايي امکان وقوع مييابند...؟!»
در واقع اين رسانه وابسته به استکبار جهاني در پاراگرافي نرم اين مفهوم نرم و البته غلط را مطرح کرده بود که امنيت تهران تا آن اندازهاي که تصور ميشود حقيقت ندارد! و به راحتي قابل شکستن است.
الجزيره اما در گزارش خود به نقل از برخي منابع؛ از صحبتهاي رئيس ستاد کل ارتش رژيم صهيونيستي نيز پرده برداشت و نوشت که بني گانتس گفته است: «جمهوري اسلامي ايران در سال ۲۰۱۲ بايد منتظر اقدامات غير منطقي باشد.»
بر اساس گزارش الجزيره، صحبتهاي گانتس مربوط به قبل از شهادت مصطفي احمدي روشن بوده است.
و اين مسئله خود گواهي صادق بود مبني بر اينکه ترور مصطفاي شهيد در ادامه يک حرکت سلسله وار و از سوي سرويسهاي جاسوسي صهيونيستها و با اهداف خاصي طرح ريزي شده است.
صحبتهاي گانتس البته تا حدي زيادي شبيه به صحبتهايي بود که چند روز قبل از شهادت شهيد دکتر شهرياري توسط جان ساورز، رئيس اماي۶ انگلستان بيان شده بود.
او نيز صحبتهايي شبيه گانتس را بيان کرده و گفته بود که بايد در قبال ايران اقدامات جدي تري انجام داد و البته چند روز بعد دکتر شهرياري، دانشمند علم هستهاي کشورمان توسط منافقين به شهادت رسيد.
مجدداً بر اين نکته تأکيد ميشود که دشمن در ما بهازاي حرکات خود عليه جمهوري اسلامي ايران و هر کشور ديگري بسيار حساب شده و مزوّرانه عمل ميکند؛ بدين معني که سعي ميکند با يک تير چند نشان را هدف بگيرد.
روي ديگر سکه ترور دانشمندان مظلوم ما اينکه آنها از مدتها قبل از وقوع ترورها در ايران دست به زنجيرهاي از اقدامات متفاوت ميزنند براي اهل فن معاني بسياري دارد.
معناي گستردهاي که آگاهي هرچه بيشتر ما مردم نسبت به آنها و نگاه کردن به سمت اشاره ولي فقيه در قبال آنها ميتواند تمام اين تهديدات را براي ما تبديل به فرصت کند.
بايد دانست که آمريکا و سگهاي نگهبان و زنجيرياش به خون جمهوري اسلامي ايران تشنهاند.
و اگر اکنون شاهديم که به جنگ نرم روي آورده اند و يا با اقداماتي از قبيل ترور سعي در اثبات خود دارند همگي حاکي از آن است که دشمن از حمله کردن به ايران اسلامي عاجز مانده است.
عجز و لابهاي که البته بايد در پيرامون آن به حرف ولّي زمانه نيز توجه داشته باشيم که فرموده است (نقل به مضمون) دشمن شايد در قبال حمله به ايران دست به حماقت بزند.
اما در خلال تمام اين مسائل خوب است از اين حقيقت نيز رونمايي کنيم که هدف اصلي دشمن در جنگ نرم نيز رسيدن به مرحله رويارويي سخت يا همان جنگ سخت است.
در واقع دشمن آن هنگام که اندلسيها را از طريق هجمه نرم و شبيخون فرهنگي به ورطه ضعف بکشاند آنگاه است که شمشيرهايش را از خون انسانهاي متبتّل شده سيراب ميسازد.
اگر دشمن در قبال ما دست به انواع و اقسام دسيسهها و ترورها ميزند؛ هدف اصلي تري را دنبال ميکند و آن به موضع ضعف کشيدن ماست.
شرط پيروزي ما امري که صد البته تا هنگامي که ما گوش به امر ولي باشيم و در ميانه اين همه طوفان سخت و نفسگير راه به سمتي بسپاريم که او نشانمان ميدهد قطعا اين ما هستيم که پيروز ميدان خواهيم بود.
دشمن به شرطها و شروطها، از ترورها و عمليات کوري که انجام ميدهد طرفي نخواهد بست.
چه اينکه آمريکا و صهيونيستها ضربه کاري را در ترور اخير از زبان مادر شهيد احمدي روشن شنيدند که تأکيد ميکرد بر اينکه «ما از آمريکا و اسرائيل نميترسيم و فرزند شهيدمان را نيز همانند خودش پرورش خواهيم داد.»
بايد نيک بدانيم که دشمن تا زماني که اين نگاه و اين موضع را از ما نگيرد در هر اقدامي اعم از ترور، حمله سخت و يا هجمه نرم خود ناکام خواهد ماند.
دشمن ما پس از ماهها صرف وقت و هزينه و سوزاندن سرپلهاي اطلاعاتي خود در ايران دست به ترور کوري زد که صد البته اين صحبتهاي پدر شهيد احمدي روشن بود که پيروز واقعي ميدان را مشخص کرد و دشمن را به سوراخش خزاند.
شيرمردي که فرزند شهيدش را تقديم راه سيدالشهدا عليهالسلام کرد و در ميانه خيل تشييعکنندگان پيکر فرزندش فرياد مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل را سر داد.
در واقع اينجاست که حرف سيد شهيدان اهل قلم صورت واقعي خود را تا حدي هويدا ميکند و آن اينکه «در عالم رازي هست که جز با خون شهيد فاش نميشود.»
اين خون مصطفاي شهيد است که تمام هيبت پوشالي آمريکا را که در پناه هواپيماهاي، اف۳۵ ترورهاي زنجيرهاي و سربازان تا دندان مسلحش پنهان شده است را به لحظهاي بر باد ميدهد.
به راستي کودکاني و نسلهاي جواني که صحبتهاي مادر و پدر شهيد احمدي روشن را از صفحه تلويزيون مشاهده کردند و در معرض اين بيمهگري پيام انقلاب اسلامي قرار گرفتند، آيا تصوري ميرود که آنان در اضمحلال از هجمه دشمن قرار گيرند؟
آيا انديشکدههاي جاسوسي انگلستان، آمريکا و سگ زنجيري شان در خاورميانه قدرت آن را دارند که از اين حقيقت چشم بپوشند که چطور پدر و مادر يک شهيد در ايران اسلامي توانستند دريچههاي حقيقت را به روي جوانان و تمام مردمان ايران بگشايند و هيبت دشمنانشان را اينچنين بر زمين بکوبند...؟!
ما اگرچه اين انتظار را از دستگاهها و نهادهاي امنيتي کشورمان داريم که در حفظ ظرفيتها و نخبگان علمي کشور بيش از اين تلاش کنند اما در عين حال اين حقيقت را نيز پاس ميداريم که خط انقلاب اسلامي ما با خون آبياري ميشود و دشمن هريک از ما را که ميکُشد در واقع ايران اسلامي در مسير تنومندتر شدن هرچه بيشتر درختي قرار ميگيرد که با دستان امام روحالله(ره) غرس شد و برگ و بار داد.
ما عزادار مصطفاي شهيد هستيم اما دشمن نيز بايد بداند که خون مصطفي و ساير همقطارانش خندقي بزرگ خواهد بود که آنان را در فراخناي خويشتن فرو خواهد برد.