يکي از نکاتي که کمتر به آن توجه ميکنيم، عنايت الهي در تحقق پيروزي انقلاب اسلامي و استمرار آن است و امام(ره) تاکيد ويژهاي نسبت به اين موضوع در بند اول وصيتنامه خويش دارند. تعبير امام اين است که اين انقلاب الهي است و البته نتيجهاي که ايشان از اين بخش ميگيرند اين است که وظيفه همه صيانت و پاسداري از اين انقلاب است و بلکه و بالاتر از آن اين مسئوليت را به ساير ملتها ميدهند. بخش الف بند دوم وصيتنامه امام موضوعي است که همه آن را حفظ هستيم و آن اينکه عامل پيروزي، انگيزه الهي و وحدت کلمه است و بالطبع عامل بقا نيز همين دو ويژگي خواهد بود و حلقه وصل اين دو رهبري نظام است.
۹ دي، تجلي اراده الهي اگر بحث آموزههاي ۹دي مطرح ميشود، به اعتقاد بنده بزرگترين آموزه و دستاورد ۹ دي تجلي اراده خداوند در استمرار انقلاب اسلامي آن هم در دوره جهاد اکبر و پيچيدگي فتنههاست. يعني اگر ملتي قيام کرد و انگيزهاش را براي خدا خالص کرد و تابع رهبر ديني بود يعني ولايت فقيه و رهبري جامعه را پذيرفت و در صحنه حاضر شد و يکپارچه وحدت کلمه را پاس داشت، خداوند او را ياري خواهد کرد.
وظيفه ما نيز سنگين است آن هم از اين بابت که با اين انقلاب امتحان ميشويم. اگر ما نتوانيم خدمتگزاري فعال در عرصه تلاش براي تحقق اهداف انقلاب باشيم، خدا با ما تعارفي نخواهد داشت و نميگذارد اين انقلابي را که برپايه خون شهداو ايثارگري جانبازان و آزادگان فداکار شکل گرفته، دستاويز و بازيچه چند نفر شده و فروکش کند. اين همان تعبيري است که مقام معظم رهبري ميفرمودند: من مضطرب خدمت حضرت امام رسيدم و امام اضطراب را در چهره من ديدو بيان کرد که ناراحت نباش، يک دستي اين انقلاب را به جلو ميبرد. آقا فرمودند من بعد از رحلت امام مکرر اين دست را لمس کردم.
لذا اگر بخواهيم بدون حاشيه به موضوع بپردازيم ۹ دي تجلي اراده خداوند در استمرار انقلاب اسلامي است که بايد نسبت به آن شکرگزار بود و بايد از بانيان و ايجادکنندگان آن سپاسگزار بود. يعني همان مردمي که ويژگيهايشان سبب تحيّر دوست و دشمن شد به گونهاي که تمام معادلات دشمنان را به هم ريخت.
نکته دوم تجلي بصيرت و خودآگاهي مردم ايران بود و اين بسيار مهم است. قبل از انقلاب هرکس ميخواست حرکتي و مبارزهاي انجام دهد، معمولا شيوه و روشي را انتخاب ميکرد که بتواند در يک جمع کوچک حرکتي ايجاد کند و آن جمع را با خود همراه کند، ليکن امام در مقام انتخاب شيوه و روش، توجه به بيداري تودهها و ايجاد يک خودآگاهي و هوشياري داشتند تا متن جامعه بيدار شود و قيام کند. امام در روش کاملا متفاوت با ديگران عمل ميکرد، همچنان که در انديشه و فکر هم متفاوت بود؛ چرا که ديگران يا دچار التقاط يا دچار جمود و تحجر ميشدند، اما امام براي مردم اسلام ناب را مطرح کرد. لذا انقلاب اسلامي اين توفيق را به رخ کشيد يعني تکرار تاريخ با وسعت عمل پيامبران الهي که امام به آنها تاسي کرده بود.
امام(ره) به عنوان يک مرجع ديني و رهبر کاريزماتيک هيچ زمان فرمان جهاد نداد در صورتي که ميتوانست اين کار را بکند، او آگاه ميکرد و نياز را ميگفت و روشن ميکرد، مردم هم داوطلبانه شرکت کرده و ايثار ميکردند. شبيه همين موضوع براي مقام معظم رهبري و خلف صالح او بود. امام توجه داشت به اينکه متن جامعه بيدار شود.
اگر يک روز بنيصدر را مردم انتخاب کردند با اينکه نظري مخالف داشت، امام به راي و نظر مردم احترام گذاشت، ولي مسير را به گونهاي
” مقام معظم رهبري ميفرمودند: من مضطرب خدمت حضرت امام رسيدم و امام اضطراب را در چهره من ديدو بيان کرد که ناراحت نباش، يک دستي اين انقلاب را به جلو ميبرد. آقا فرمودند من بعد از رحلت امام مکرر اين دست را لمس کردم. “
اداره و هدايت کرد و خواص جان برکفي مثل شهيد بهشتي و مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي به گونهاي اين مسير را آمدند که در حقيقت مشت بنيصدر باز شد و نهايت امر مردم بيدار شدند و ۱۴ اسفند اتفاق افتاد و بعد اين غده سرطاني جراحي شد.
اصل توجه به رأي و نظر مردمتکرار همين موضوع را در فتنه سال قبل شاهد بوديم؛ اولا توجه به راي و نظر مردم يک اصل براي مقام معظم رهبري بود؛ چرا که عدهاي آمده بودند حق مردم را غصب کنند، لذا قانونشکني ميکردند چرا که باخته بودند. لذا مقام معظم رهبري حتي يک قدم هم از چارچوب قانون و حق مردم عقب نميرود. آقاي ابطحي گفته بود اگر آقا يک قدم عقب ميرفت کار تمام بود و واقعا هم همين بود. مقام معظم رهبري تمام واژگوننماييها و پيچيدگيهاي رفتاري و گفتاري و شرايط مختلفي که از موضوع فتنه و سياهنماييهايي که به دروغ مطرح ميشد را تحمل کرده و آگاهي دادند تا به ۹ دي رسيد.
لذا آموزه اساسي که به عنوان آموزه دوم مطرح ميشود اين است که حوادث اتفاق افتاده کار را به جايي رساند که بصيرت عمومي در جامعه ما اين قدر افزايش پيدا کرد که يک واقعهاي مثل ماجراي خيانتبار روز عاشوراي ۸۸ جرقهاي شد تا ۹ دي اتفاق افتاد؛ چرا که در مشيت پروردگار، تقابل حق و باطل يک سنت الهي است و امروز مدال افتخار در موضع حق بودن از آن ملت ايران است و اين تقابل ادامه دارد تا جايي که يا ما نباشيم يا باطل نباشد.
به لطف و عنايت الهي، انقلاب اسلامي که به تعبير حضرت امام(ره) ظهور صغراست، انشاءالله مقدمه ظهور کبراست. حضور آگاهانه مردم شرايط غلبه حق بر باطل را بيچون و چرا رقم خواهد زد. لذا تقابل ما تقابلي جدي و هميشگي است و هر روز هم بر پيچيدگي فتنهها و اوج تهاجم افزوده خواهد شد و از اين منظر آموزه جدي اين است که ما به بصيرت و خودآگاهي به عنوان يک اصل هميشه توجه داشته باشيم و دنبال کنيم تا اينکه ميزان آن در جامعه روز به روز افزايش پيدا کند.
نکته سوم اهميت و قيمت تبعيت از ولايت است که باز در اين روز دفاع مردم از ولايت با آن موجي که در سراسر کشور اتفاق افتاد، آن هم بدون برنامهريزي جدي و سازماندهي اساسي و مبتني بر آن اظهار تنفر نسبت به جنايتي که در روز عاشورا اتفاق افتاده بود، تجلي پيدا کرد. اين عشق به امام حسين(ع) عاملي جدي است که به آن توسل ميجوييم و براساس توسل و همدردي و همراهي پاک ميشويم و رشد پيدا ميکنيم. اما آثار آن فقط همين نيست بلکه ما به واسطه آن مختصات جبهه حق و باطل را خوب درک ميکنيم و خودمان را جايابي کرده و درسها ميگيريم.
نکته ديگر اينکه بايد به حوادث گذشته بنگريم و از آن عبرت بگيريم؛ چرا که باعث بصيرتافزايي ميشود و اساسا خود عاشورا جبهه باطل را مضمحل و منهدم ميکند. کساني که ميآيند تا از روز عاشورا سوء استفاده کرده و از عواطف مردم بهره بگيرند، به کاهدان ميزنند. آنها اساس مبارزه و هدفشان در جهت ريشهکن کردن عاشوراست و اينجاست که عاشورا ريشه آنها را خواهد کند و لذا ميبينيم که در روز نهم دي به يک دفعه بصيرت در جامعه آن قدر بالا رفت که مردم به صورت خودجوش قيام کردند.
تبعيت از ولايت و پيوستگي با امام و رهبريدر زمان حضرت امام(ره) هم ديديم که در برابر قضيه بنيصدر و منافقين ايشان صبر کردند تا اينکه مردم بيدار شدند و لذا حاضر شدند و آمدند فداکاري کردند و هيچ انتظاري هم نداشتند.
يادم هست در عمليات کربلاي ۴ در دارخوين عکسي روي سينه يکي از بچههاي رزمنده بود که در آن عکس امام لبخند ميزد. يکي از بچهها گفت: «بچهها، ميخواهم يک چيزي بگويم.»
گفتيم: «چي؟»
گفت: «من حاضرم جان خود را بدهم و يک لبخند اينگونه روي لب امام بيايد.»
اين لبخند براي او آن قدر با ارزش است؛ لبخندي از موضع رضايت، او حاضر است که جان بدهد تا رضايت خداوند را جلب کند. اين قيمت دارد و لذا اين پيوستگي مهم است. نقل است که در جنگ احد يکي از رزمندگان اسلام به نام
” امام(ره) به عنوان يک مرجع ديني و رهبر کاريزماتيک هيچ زمان فرمان جهاد نداد در صورتي که ميتوانست اين کار را بکند، او آگاه ميکرد و نياز را ميگفت و روشن ميکرد، مردم هم داوطلبانه شرکت کرده و ايثار ميکردند. شبيه همين موضوع براي مقام معظم رهبري و خلف صالح او بود. “
شداد بن هارون در اثناي جنگ و موج اول آن به پيامبر(ص) گفت: «من براي غنيمت نيامدم، من آمدم تا گلويم را براي اسلام و اهداف رسولالله هدف تير قرار دهم.» پيامبر به او فرمود: «غنيمت که حق توست، اما اين گفته تو بعدا معلوم ميشود. بعد در موج دوم که براي دستيابي و جمعآوري غنائم عدهاي تنگه احد را خالي کردند و دشمن غلبه کرد. بعد از اتمام جنگ رسول گرامي اسلام که براي جمعآوري شهدا آمده بودند، به شهيدي برخوردند که به سينه روي زمين افتاده بود، او را برگرداندند، ديدند که شداد است و تيري به گلوي او اصابت کرده است. پيامبر فرمود: «شداد راست گفت.»
لذا اين پيوستگي ميان امام و امت يک اصل است و از ضمير ناخودآگاه و موج بيداري که اتفاق افتاد، صحنهاي را رقم زد که همگان شاهد آن بودند.
خودباوري و حضور در صحنه در جهت احقاق حققيام ۹ دي تجلي قيام تام و تمامي بود که در همه ايران ميجوشيد، مگر کسي خودش ميخواست خود را محروم کند و اين هم نکتهاي است که ميتوان براي آن يک ويژگي خاصي را ذکر کرد و آن اينکه در دوره جهاد اکبر وقتي که بصيرت، پيوستگي با رهبري و خودباوري و قيام رقم خورد، حکايت از يک درجه از تحول در جامعه اسلامي ميکرد که در مقابل بلاها و آفات مختلف واکسينه ميشود. لذا مقام معظم رهبري در قم فرمودند: آن ميکروب نتوانست تکثير شود و ملت واکسينه شد و اسباب رشديافتگي ملت را هم فراهم کرد. خود اين رشد يافتگي آميزهاي است که اسباب دلداري و اميد دوستان و از طرف ديگر نااميدي دشمنان را در پي دارد.
حماسه ۹ دي پاسخ ملت به زيادهخواهيهاي فتنهگرانبصيرت و خودآگاهي، عمومي بود و خيلي از کساني که از روز اول ذهنيت درستي نداشتند يعني کساني بودند که روز ۲۵ خرداد در خيابان آزادي اعتراض کرده و سوال داشتند، وقتي که حوادث متعدد بعدي اتفاق افتاد و صبر مقام معظم رهبري و آگاهيدهي ايشان فرصت ايجاد کرد، بيدار شدند و مشت فتنهگران باز شد و معلوم شد که هدف نهايي اينها چيست و به دنبال چه چيزي هستند.
اگر در صدر اسلام نفاق نقابدار آسيب زد و اسلام را از مسير خودش خارج کرد و حق را خانهنشين کرد و در ادامه اسباب صدمات متعدد و از جمله حادثه تلخ عاشورا شد، اينجا شرايط به سمت و سويي رفت که ماحصل آن، نقاب از چهره نفاق نقابدار افتاد و معلوم شد که چه اتفاقي دارد ميافتد.
شهيد مطهري حادثه غدير را اينگونه شرح ميکنند که روز ۱۸ ذيالحجه وقتي پيامبر از مردم براي حضرت امير(ع) پيمان گرفت، همه مردم حاضر با اميرالمؤمنين بيعت کردند. اما از آن روز تا ۲۸ صفر تنها ۷۰ روز گذشت و در اين مدت ۰۰۰/۱۲۴ نفر بيعتکننده به يک دفعه تعدادشان به چهار نفر رسيد! و اين اصلا قابل تصور نيست؛ چرا که کسي که امت را مورد خطاب قرار داد، پيامبر اسلام بود و کسي که با او بيعت شد حضرت امير(ع) بود! لذا شهيد مطهري ميفرمايند عدهاي منافق زيرک و جميع کثيري از تودههاي مردم با هم همراهي کردند تا آن اتفاق افتاد.
ولي اتفاقي که در جامعه ما افتاد اين بود که مشت فتنهگران باز و معلوم شد آنهايي که نظام را به دروغ و تقلب و تجاوز و جنايت متهم ميکردند، خودشان دروغگوتر از هر کسي هستند و در واقع ديگران را متهم به دروغ ميکنند. و کار به جايي رسيد که اکثريت آنها به اين نکته اذعان دارند که هيچ تقلبي صورت نگرفته است.
موضوع ديگر اينکه معلوم شد دشمنان ما چقدر احمق هستند؛ چرا که آزموده را ميآزمايند و هر بار پيشانيشان به خاک ماليده ميشود و دوباره ميآيند! اين خاصيت باطل است که ميخواهد هر بار جلوه کند، اما نور بصيرت مردم و تبعيت آنها از ولايت نميگذارد و کشتي که کشتي نجات جامعه بشري است و به دريا افتاده، حرکت کرده و به لطف خداوند روز به روز اوج ميگيرد. و انشاءالله به دعاي همه دوستان و محبين اهل بيت عليهمالسلام پرچم آن به دست صاحب حقيقي خواهد رسيد و به تعبير امام(ره) روزي خواهد رسيد که به حضرت حجت در قدس اقتدا کنيم.
ما بايد پاسدار حماسه ۹ دي باشيم چرا که تمام فتنههاي کفر و نفاق را پنبه کرد و اين براي همه ما يک اميد
” اين خاصيت باطل است که ميخواهد هر بار جلوه کند، اما نور بصيرت مردم و تبعيت آنها از ولايت نميگذارد و کشتي که کشتي نجات جامعه بشري است و به دريا افتاده، حرکت کرده و به لطف خداوند روز به روز اوج ميگيرد. “
است و از مقام معظم رهبري بايد تشکر و سپاسگزاري کنيم؛ زيرا ايشان که خون دل خوردند و فشارها را متحمل شدند اما همچون کوه ايستادند و اسباب بصيرت، آگاهي و هدايت جامعه شدند. و شکرگزار مردممان باشيم که با تمام وجود مسايل را درک کردند و در صحنه حاضر شدند و درست هم لبيک گفتند و گفتنشان را در مقام عمل به اثبات رساندند و در دوره جهاداکبر اين افتخار را آفريدند.
لذا بايد دعا کنيم خداوند ما را در صراط مستقيم پايدار بدارد و خلف صالح امام، مقام معظم رهبري را در صحت و سلامت بدارد و امت ما را در رشد و بالندگي و مسير تحقق اهداف اسلام ناب محمدي و حق در سراسر جهان قرار بدهد.
پرسش و پاسخ:در حال حاضر هيات مؤسس يا هيات امناي دانشگاه آزاد چه کساني هستند و موضوع آن به کجا انجاميد؟
اساسنامه دانشگاه آزاد يک بار به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد. اما ۲ بند آن نامناسب بود و مقام معظم رهبري فرموده بودند که بندهاي ۵ و ۱۰ آن تغيير پيدا کند. مجدد مصوبه در شوراي انقلاب فرهنگي مطرح شد و آقاي دکتر احمدينژاد و ساير اعضا مصوبهاي را گذراندند که باز يک بند آن که مربوط به ترکيب هيأت مؤسس بود از تناسب کافي و لازم با خواسته مقام معظم رهبري برخوردار نبود؛ چرا که نظر ايشان اين بود که ماحصل تصويب به گونهاي باشد که دانشگاه آزاد دولتي نشود و خصوصي هم نشود، بلکه به صورت يک مجموعه غيردولتي، اما عمومي باشد که با اين تصويب مجددي هم که شوراي عالي انقلاب فرهنگي انجام داد، باز مشکل حل نشد، لذا مجدد به شورا ابلاغ شده که اين بخش را تصحيح کنند تا ترکيب متناسب با خواست مقام معظم رهبري باشد. لذا ما الان منتظريم که شوراي عالي انقلاب فرهنگي مجدد اساسنامه را بررسي کند.
س: نظر شما در مورد عزل آقاي متکي چيست؟
ج: به نظرم کسي در شيوه برکناري، شک ندارد که اشتباه و نادرست بود، اما اينکه دولت يک وزيري را عزل کند و با يک تيم هماهنگتر کار کند، حق طبيعي اوست. ولي نحوه عزل پذيرفته شده نيست. حالا هر چه هم تلاش ميکنند که کار را درست کنند، خرابتر ميشود که به نظرم همين که يک کلمه بگويند آقا اشتباه کرديم، بهتر است.
متکي ميگويد در بين جلسه با رييسجمهوري سنگال نامهاي را به رييسجمهور آن کشور دادند، بعد از خواندن آن برگه، کمي تأمل کرد و بعد گفت اجازه بدهيد بيرون بروم و مشورتي کنم و بيايم. رفت بيرون و وقتي برگشت لحن او عوض شد و شروع به دعوا کردن و تندي کرد(!)
آقاي متکي ميگويد که من اصلا يک دفعه تعجب کردم که چرا اينگونه شد! ولي ما متوجه نشديم. ظهر در ضيافت نهار که پسر ايشان هم بود - او اداره سه وزارتخانه را دنبال ميکند و خودش وزير خارجه است- يک دفعه بغل دستي من در گوش من گفت که در اينترنت اعلام کردند که عزل شدي! من به روي خودم نياوردم. پسر رييسجمهور (وزير خارجه آنها) ابتدا گفت البته ما با هم برادريم و مشکلي نداريم، اما شما ديگر وزير خارجه نيستي و شما عزل شدهاي.
اين رفتار به نظرم نظام اسلامي را که منطق و رأي و نظرش، فوق آن چيزي است که بشر امروز به آن توسّل ميجويد و دنياي غرب در پي ترويج آن است مخدوش ميکند؛ نظامي که اخلاق را در شئون مختلف گفتار و کردار خوش ميخواهد متجلي سازد و از طرفي ميخواهد يک الگو ارائه دهد.
س: حضرت آقا فرمودند که مسايل فرعي را با اصلي جابهجا نکنيد. به راستي کارهايي که مشايي ميکند و اين همه حرف شنوي دکتر احمدينژاد از مشايي.
ج: تقابل ما باطل يک تقابل هميشگي است اما باطل از يک موضع پيچيدهتري با ما برخورد ميکند؛ چون تجارب گذشته و داشتههايش را به کار ميگيرد. البته ما از يک موضع بالاتري دفاع ميکنيم، يا نه ما هجمه داريم و او دفاع ميکند. چون اساس انقلاب اسلامي بر هجمه نرم شکل گرفته و کار خودش را انجام ميدهد و اثرش را در اضمحلال جبهه باطل ميگذارد و بالطبع در آينده بايد شاهد فتنههاي بزرگتري باشيم؛ همانطور که فتنه سال ۸۸ اصلاً قابل قياس با فتنه ۷۸ نيست.
اما راجع به مشايي،
” اينکه دولت يک وزيري را عزل کند و با يک تيم هماهنگتر کار کند، حق طبيعي اوست. ولي نحوه عزل پذيرفته شده نيست. حالا هر چه هم تلاش ميکنند که کار را درست کنند، خرابتر ميشود که به نظرم همين که يک کلمه بگويند آقا اشتباه کرديم، بهتر است. “
به نظرم ميآيد آن فتنهاي که ما در آينده با آن مواجه هستيم، ايشان يک بخش کوچکي از آن فتنه است و لذا بايد تدبيري کرد و از رييسجمهور محترم خواست که چشم خود را به حقايق باز کند و هيچ توجيهي براي کارهاي مشايي نداريم و به اعتقاد من حب بيش از حد آقاي احمدينژاد به مشايي است که باعث شده خيلي از واقعيتها را نبينند.
آيا مجلس در رابطه با مفاسد اداري در سازمانها تدابيري انديشيده است يا برنامهاي دارد؟
در ارتباط با مفاسد در کميسيون اصل ۹۰ مجلس شوراي اسلامي کارهاي جدي شروع شده است و خود دولت هم بحث فساد اداري را به صورت جدي دنبال ميکند. ما جلسات متعددي در مجلس با زير مجموعه بخش مربوط در دولت يعني معاونت منابع انساني که متصدي اين کار هم هست، داشتهايم و تا الان حداقل سه جلسه داخل مجلس گذاشتهايم و در آنجا به صورت جديکار پيگيري ميشود که انشاءالله بتوانيم از منافع آن بهره بگيريم.
به نظر ميرسد با فوت مرحوم آقاي فاکر رييسکميسيون اصل نود مجلس هشتم، برنامههاي مبارزه با مفاسد اقتصادي هم در اين کميسيون کند شده است، لطفاً توضيح دهيد؟
البته فوت آيتالله فاکر براي مجلس هشتم يک ضايعه بود اما بعد از ايشان که آقاي نکونام جايگزين ايشان هستند، انسان دقيق و پاک و در صحنهاي است. بنده چنين احساسي که شما داريد، ندارم؛ چون خودم درگير کارهاي کميسيون هستم. ما در کميسيون سعي داريم در حوزه نظارت تحت يک سيستم عمل کنيم و آن را از حالت انفعال به حالت فعال در بياوريم.
چرا برنامههايي مثل ديروز، امروز، فردا که واقعاً خلا فکري مردم را پر ميکرد تعطيل شده است و مجلس هم هنوز فکري براي اين قضيه نکرده است؟
اشکالي که صدا و سيما داشت اين بود که بعد از قضاياي انتخابات و بعد از زماني که آقا فرمود مناظرهها ادامه پيدا کند، صدا و سيما يک حالت فريز و يخزدگي پيدا کرد و به طور فعال در صحنه حاضر نشد. بعد از مدتي بحث خاص مناظرهها را برگزار کرد که به اعتقاد بنده از زمان مطلوب خودش بسيار گذشته بود، اما با اينکه دير هنگام هم بود آن کساني که با دست مردم از صحنه سياست کنار گذاشته شده بودند، احساس کردند که محملي پيدا کردهاند که در آن بيايند و بيانيههاي نامطلوب خودشان را ذکر کنند! از اين باب به نظرم محل تامل داشت. علاوه بر اينکه به اعتقاد بنده هرگونه امکان ايجاد گفتوگوي دوطرفه در شفافيت امور کشور ميتواند بسيار کمک کننده باشد.
نظر شما درباره مواضع آقاي لاريجاني در كسوت رياست مجلس در قضاياي بعد از انتخابات چيست؟
ايشان ابتدا موضع رسمي و جدي نداشت ولي سپس مواضع خوبي گرفت. انتقاد ما نسبت به بخش اول برخورد ايشان محفوظ است ولي به هر حال موضعگيريهاي بعدي ايشان نيز قابل توجه بوده است.
ارزيابي شما از ليست احتمالي اصلاحطلبان در انتخابات آتي مجلس چیست؟
اصلاحطلبان به شدت به دنبال اين هستند كه در انتخابات مجلس به چارچوب فعاليتي نظام برگردند ولي وقتي به آنها گفته ميشود كه نسبت خود را با جريان فتنه و دشمنان روشن كنند، حاضر نيستند نفي كنند و اين يعني ميگويند ما نسبت به گذشته ناكام هستيم، ولي پشيمان نيستيم. آنها به دنبال اين هستند كه از طريق مهرههاي سفيد خود جاي پايي در مجلس براي خود ايجاد كنند ولي مردم ما هم آگاه و بابصيرت هستند.
درباره نحوه عملكرد دولت و مجلس نسبت به اجراي طرح عفاف و حجاب توضیح دهید؟
ما قانون مدون و مشخصي در رابطه با بحث حجاب و عفاف داريم و انشاءالله دولت هم همت ويژهاي در اين زمينه داشته باشد و البته مجلس نيز بايد نقش نظارتي خود را به درستي ايفا كند.
انتخاب هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان با وجود انتقادات فراوان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در انتخابات خبرگان عدهاي سعي داشتند ايشان را منفك كنند تا به قم ببرند و برنامهريزيهايي را انجام دهند. در این انتخابات ايشان ابتدا بناي شركت كردن نداشتند ولي وارد عرصه شدند و جمع بندی نیروهای انقلاب در آن زمان این بود که خواست آقا برحضور ایشان در مجلس خبرگان است به همین واسطه به ایشان رای دادند.