Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 18031
۲ نظر
بدرقه امت حزب الله از پیر جبهه ها
باشدکه مثل حاج بخشی انقلابی باشیم؛اماازانقلاب طلب کارنباشیم
شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۲۸
 
حاج بخشی ۷۸ ساله جایی برای حرف و حدیث باقی نگذاشته تا کسی بگوید در مقطعی کاری از دستش برمی آمده و انجام نداده است. او حسابش را با خدا و انقلاب و امام و رهبرش و مردم تسویه کرد و رفت.
پایگاه خبری انصارحزب الله:جمعه هفته ای که گذشت پس از اقامه نماز، نوبت تشیع پیکر مردی بود که دیگر خستگی امانش را بریده بود. نه این که از نقش آفرینی در تاریخ انقلاب خسته شده باشد که از دوری امامش و هزاران یار سفر کرده اش خسته و بی تاب بود.حتی از حرکت سریع تابوتش بر دوش مردم نیز می توانستی بفهمی که چقدر برای پیوستن به آنها عجله دارد. 

فکر می کنم حاج بخشی باید با همه حزب اللهی ها رفیق بوده باشد. وقتی من که جای نوه حاج بخشی ام یک خاطره مشترک با او دارم، تعجب نمی کنی وقتی می بینی در مراسم تشییع جنازه اش ، هر کسی نکته ای، مطلبی درباره او برای گفتن دارد که دست اول است . 

ذبیح الله بخشی همه جا بوده است . برای حضورش در هر برگ از دفتر تاریخ انقلاب اسلامی هزاران نفر حاضر به شهادت دادن هستند. 

از جبهه های غرب و جنوب گرفته تا جبهه مقابله با فتنه های مخملی، کسی هست که راجع به اثر به جا مانده از حاج بخشی برای تو صحبت کند. از ملی مذهبی ها بگیر تا دوم خردادی های بد قلق هم هرکدام حرفی از ضرب شست های او که نوش جان کرده اند برای گفتن دارند. حتی بد حجابها هم خاطراتی ازاو دارند.قطعا فریادهای ناهیانه ای که از بلند گوی وانت زه وار در رفته آبی او بر سرشان کشیده شده را یادشان می آید. 

بالاخره هم دوست از حاج بخشی خاطره دارد و هم دشمن. تا سندی باشند برای اثبات صحت منحنی رفتاری او که بالا و پایینش حساب و کتاب داشت. اگر بین رزمنده ها و ملت انقلابی به حسن و خلق و فوران روحیه مشهور بود. معاندین و ضد انقلاب هم او را یکی از مظاهر انقلاب می دانستند که باید از او ترسید، به عبارتی حاج بخشی یکی از مصداق تجلی اشداء علی الکفار رحماء بینهم در دوران ما بود. 

خلاصه کلام ؛ حاج بخشی ۷۸ ساله جایی برای حرف و حدیث باقی نگذاشته تا کسی بگوید در مقطعی کاری از دستش برمی آمده و انجام نداده است. او حسابش را با خدا و انقلاب و امام و رهبرش و مردم تسویه کرد و رفت. 

بگذریم ؛ در همین جمعه ای که ذکرش رفت میان انبوه نمازگزاران حرکت می کردم که صدایی از چند متر عقب تر مرا به اسم کوچک دوبار صدا زد و وقتی توجه نکردم یک آقا هم به اول آن افزود تا مطمئن شوم مخاطب او من هستم و باید برای جواب دادن بایستم!. 

وقتی برگشتم سید پیری را دیدم که برایم دست تکان می داد تا نزدش بروم. حالا قضاوت درباره این که او مرا از کجا می شناخت و از کجا می دانست که اهل نوشتن هستم را به خود شما واگذار می کنم چون وقتی دراین باره از او پرسیدم کلا منکر شد و گفت مرا به نام کوچک صدا نکرده است!. اما گفت درسی از حاج بخشی برای گفتن دارد که به چاپ کردنش می ارزد. 

از فرق شکافته او در مراسم برائت از مشرکین حج خونین سال ۶۶ گفت و صورت غرقه به خونش و کلامی کوتاه که فکر می کنم باید این نوشتار را باآن به پایان برد: 

حاج بخشی هم کار دنیای خود را سامان داد و هم آخرتش را آباد کرد. او پیامی فراتر از شعار روحیه بخش ماشاالله حزب الله از خود برای ما به ارث گذاشته است.او ثابت کرد که... 

*می توانی انقلابی باشی،در همه صحنه ها نقش آفرینی کنی اما سهمی از انقلاب نخواهی. 

*می توانی شهادت پسرت را و سوختن دامادات را به چشم ببینی اما ما به ازای آن را از کسی طلب نکنی. 

*می توانی تاجر رندی باشی و معاملات گرانی انجام دهی و طرف تجارت تو کسی باشد که جز سود کلان چیزی نصیبت نکند. 

اما....
*نمی توانی انقلابی باشی و از آن حفاظت نکنی.
*نمی توانی مدعی پاسداری از انقلاب و آرمانهای آن باشی اما از ولایت فقیه پشتیبانی نکنی.
*نمی توانی ادعای پشتیبانی از ولایت فقیه بکنی اما تابع محض آن نباشی. 

به نظر می آید اینها را باید نوشت تا همه بدانند حتی تشیع جنازه امت حزب الله هم درس و آموزه سیاسی دارد. به هر تقدیرروز جمعه ۱۶ دی ماه و در میان بدرقه امت حزب الله ، ماموریت ذبیح الله حاج بخشی هم در این دنیا به پایان رسید و او به ذبیح الله کربلا پیوست تاحجت دیگری باشد برای همگان. تا در روزی که پرده ها بر می افتد شهادت دهد و فرصت احتجاج را از مدعیان انقلابی گری بستاند.

منصور محمدراده
۱۳۹۰-۱۰-۲۵ ۱۷:۴۷:۲۰
موفق باشید. انشا....
۱۳۹۰-۱۰-۱۷ ۲۱:۳۳:۱۹
تشیع جنازه ی حاج ذبیح الله پس از نماز جمعه کاری پسندیده بود اما کاش پس از نماز جمعه در حمایت از مردم بحرین یا یمن تظاهراتی برگزار شود و جلوی سفارت این کشورها اعتراض خود را نشان دهیم.