Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 117031
اربعین؛ زیارت شورانگیز با معرفت و ایفای مسئولیت
دستورالعمل سیدالشهدا(ع) و شرایط آخرالزمانی ما!
سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۴۴
 
حال، این من و شما و آن فاجعه جانسوز کربلا و آن خطبه پر خروش منا و این هم قول و عمل رئیس دولت ایران در عصر آخرالزمان؛ چه می توان گفت جز: انالله و انا الیه راجعون!...
پایگاه خبری انصارحزب‌الله: مسئله تکریم و بزرگداشت اربعین سید و سرور شهیدان،ابی عبدالله‌الحسینعلیه‌السلام،لااقل از سه راه به کلام نور و برهان الهی،قرآن عظیم و مجیدالهی پیوندناگسستنی دارد؛دو مورد در مقام اثبات و یک مورد در مقام ثبوت، بدین معنا که بزرگداشت اربعین از بارزترین نشانه‌های دوستی و مودّت آل‌الله و یادآور ایام‌الله است اولاً و آشکارگر وجود تقوای الهی در دل هاست، ثانیاً،که دو مورد اول فرمان و دستور خدای سبحان است به مومنان و مرتبط به «مقام اثبات» و مورد سوم علامتی راستین از وجود خداباوری و ایمان و اعتقاد ژرف به خداوندی خدا،ثانیاً که به «مقام ثبوت» پیوند می خورد و شرح و بسط آن در کتاب مجیدالهی است. با لحاظ این رهیافت قرآنی ، چه بسا،دلیل آن که زیارت اربعین امامعلیه‌السلام در بیان اهل بیت علیهم السلام از نشان‌های بارز مومن محسوب شده چندان دور از ذهن پرسشگران نبوده باشد.

از سوی دیگر خیرات و ثمرات شگرف،بزرگداشت اربعین ها در تحقق پیروزی انقلاب اسلامی در خاطر بسیاری از ما و البته در صحیفه های تاریخ عزیز انقلاب اسلامی با قلم نور نگاشته شده و چونان ذخیره‌ای گرانبها، ره توشه نسل های آینده انقلاب الهی مردم خداجوی ما خواهد بود که البته همه این ها به پیروی و تأسی از سنت حسنه تعظیم اربعین حضرت سیدالشهداءعلیه‌السلام بوده است.

از منظر دیگر اما،سنت حسنه اربعین، یادآور یادوراه حماسه عظیم عاشورای حسینی و لزوم پایبندی و التزام و بلکه تجدید پیمان و لبیک به ندای جاودان «هل من ناصر» سیدالشهداعلیه‌السلام است. و اگر اراداتمندان سرور شهیدان با رهنمود ائمه از ذریه حسین بن علی علیهما السلام،درس مسئولیت پذیری از واقعه عاشورای سالار شهیدان را بر خود حتم و لازم می سازند، ریشه در همین حکمت های پیشگفته دارد که فرمود جعفربن محمدصادق؛ علیهما السلام در زیارت اربعین با حال خضوع و حضور و از صمیم دل بگویید:«شهادت می دهم امام حسینعلیه‌السلام دعوت از مردم و خیرخواهی را در حد اعلا و نهایت انجام داد و (بلکه عملاً نیز) خون خود را در راه تو نثارکرد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی در گمراهی نجات بخشد...»

بزرگان دینی ما گفته اند علت آنکه در زیارت نامه ها خطاب به ائمه اظهار می داریم،شهادت می دهم که... و مثلاً برای نمونه در همین عبارت ذکر شده زیارت اربعین عرضه داشتیم من شهادت می دهم ، یعنی برای من کاملاً واضح و روشن است که تو ای امام چنین و چنان کردی و به عبارت دیگر شهادت می دهم یعنی از باور عمیق جان و دل و از روی یقین می‌گویم. پرواضح است عقیده و باوری که از عمق جان و دل برخاسته باشد،تخلّف و نفاق در آن راه ندارد و حتماً در صحنه واقعیت آثار عملی خود را، نشان خواهد بود .

اکنون با همین رهیافت به مرور فرازهایی از دستورالعمل سیدالشهدا علیه‌السلام به یاران و شیعیان ارادتمند اهل بیت علیهم السلام در سرزمین منا می پردازیم باشد تا با چشم و گوش جان آن را به عنوان نشان صدق گفتار «لبیک یاحسین»بردیده منت نهیم و بدان ملتزم باشیم:

امام حسین علیه‌السلام فرمود:[هان ای مردم! عبرت بگیرید و پند بیاموزید از آنچه خدا دوستان خود را با سرزنش کردن علماء «یهود» پند داده است، آنجا که می فرماید: «چرا خداشناسان و بزرگان ، آنها را از ناسزا گفتن و حرام خوردنشان منع نمی‌کنند؟» و فرمود: «لعنت شده اند از بنی اسرائیل آنان که به کفر گراییدند.» تا آنجا که فرمود، «و چه بد بود اعمالی که انجام می دادند» چرا خدا آنان را سرزنش می کند؟ برای اینکه آنان ستمگران را می دیدند که ستم روا می دارند ، و فساد بر می انگیزند ، ولی آنان را نهی نمی کردند، تا توسّط ستمگران به نوایی برسند و از گزند آنان در امان باشند، در حالی که خداوند می فرماید: «از مردم نهراسید و فقط از من بیمناک باشید» و می‌فرماید: «مردان و زنان مؤمن دوستداران یکدیگرند به معروف امر می کنند و از منکر باز می دارند»....

شما می بینید که پیمانهای الهی در هم شکسته می شود ولی هیچ دم نمی زنید ، و به هراس نمی افتید، در حالی که برای درهم شکستن بعضی از پیمانهای پدرانتان ناله سر می دهید، شکسته شدن پیمانهای رسول خدا را نادیده می گیرید...

علّت همه گرفتاری ها آن است که زمام امور و اجرای احکام باید به دست علمای الهی باشد که در رعایت حلال و حرام خدا امین هستند، ولی این مقام و منزلت از شما سلب شده است چرا که از محور حق پراکنده شدید، و با وجود دلایل روشن در سنّت پیامبر صلی‌الله‌علیه و آله و سلم اختلاف کردید، اگر بر رنجها و آزارها شکیبایی داشتید، و سختیهای راه خدا را تحمّل می کردید، اجراء امور دین خدا به دست شما می افتاد، و لکن شما ستمگران را در مقام و منزلت خود جایگزین ساختید و امور دین خدا را به دست آنان سپردید، و آنان به اشتباه عمل می کنند، و در شهوات خود گام برمی دارند، و بر شما مسلّط شدند....

ستمگران در ملک خدا،طبق میل و خواست خود گام برمی دارند، و با تمایلات خود راه پستی و مذلّّت را هموار می سازند، از اشرار پست فطرت پیروی می کنند...

و شما ای سردمداران! اگر ما را یاری و پشتیبانی نکنید، ستمگران بر شما چیره می شوند، و در خاموش کردن نور پیامبرتان می کوشند. ولی بدانید خداوند ما را کفایت خواهد کرد، و توکّل ما بر اوست، و در مسیر او گام برخواهیم داشت، و بسوی او بازخواهیم گشت.۱]

دوستان و یاران ایمانی؛کلام رسا و مسئولیت آفرین حضرت سید الشهداء- به دلیل شدت وضوح- نیازی به شرح و بیان اضافی ندارد،در عین حال،اما،تذکر چند نکته از باب رهیافت در شرایط آخرالزمانی ما، ضروری می نماید:

۱- باید توجه داشت این خطبه سید الشهداءعلیه‌السلام حداقل یک یا چند سال قبل از واقعه کربلا و عاشورا ایراد شده است و چه بسا اگر مخاطبان امام علیه السلام که خواص اهل حق و بعضاً علمای شیعه در آن دوران بودند وفق مطالبه امام علیه‌السلام، ایفای مسئولیت کرده بودند، هرگز ، سرِ مبارک امام حسین علیه‌السلام و آل الله و یاران بر نیزه نمی رفت و نوامیس پیامبر صلی‌الله علیه و آله به اسارت پلیدترین انسان نماهای روزگار نمی رفتند.

نکته دیگر آنکه، حتی بعد از شهادت جانگداز امام حسین علیه‌السلام و یاران و وقایع جانسوز کربلا، علیرغم برخی قیام های خوانخواهان،اما بالاخره در مجموع،جریان مظلومیت وغصب حق ولایت و حکومت آل علی علیهم السلام ادامه یافت و جمله آخر زیارت امام رضا علیه‌السلام گواه این واقعیت است؛ آنجا که رویاروی حضرتش در مشهدالرضا عرض می‌کنیم.«خدا لعنت کند کسانی را که مردم را بردوش آل محمد صلی‌الله علیه وآله سوار کردند»

دوستان و یاران ، تصور نمی کنید هم اکنون هم عده ای هستند که مردم را بر دوش آل محمّد علیهم السلام سوار می کنند....یاللعجب!اگر سینه مقدس سیدالشهداء جای نشستن شمرملعون بود،دوش و شانه آل محمدصلی الله علیه وآله هم جای سواری مردم جهّال است؟! «این تذهبون؟»

۲- واقعیت تلخ امروز ما آنکه به سبک دمکراسی غربی هم اکنون کسی به عنوان رئیس ، در کشور بر سر کار است که به جای تلاش و تکاپو در پاسداری از مذهب شیعه جعفری که همانا عین عبارت صریح سوگند ابتدای مسئولیت اوست: گام به گام و مرحله به مرحله ریشه امّ الفرائض- که تمام مجاهدات سیدالشهداء. در یک کلمه، متمرکز در آن است- را می‌زند:

الف- در سفرخراسان ضابطان امر به معروف(برادران و خواهران ناجا) را با واژه هایی از قبیل، پاسبان ، ون ، و غیره لجنمال و هجو می کند. ب- در سفر زنجان برای حساسیت‌زدایی از بی عفتی و بی حجابی مهار گسیخته،آدرس عوضی می دهد و می گوید مگر منکر فقط بدحجابی زنان است و ما منکرات دیگری هم داریم (که بی درنگ پاسخ مناسب را از یالثارات دریافت کرد) ج- در سخنرانی به مناسبت بزرگداشت همسر امام (ره) امر به معروف کردن زنان لاابالی و بی عفت را تقبیح کرد و زشت شمرد! د- و بالاخره عملاً دست به کار شد و قانون شرعی و رسمی امربه معروف را علیرغم پاسخ کافی گرفتن برای تمام بهانه تراشی‌ها، در هزار توی دولت توقیف کرد تا دست آمران به معروف عملاً بسته بماند.

حال، این من و شما و آن فاجعه جانسوز کربلا و آن خطبه پر خروش منا و این هم قول و عمل رئیس دولت ایران در عصر آخرالزمان؛ چه می توان گفت جز: انالله و انا الیه راجعون!

۳- آن هم از گره زدن آب و نان شیعیان امیرالمومنین و امام حسین علیهما السلام به زلف منحوس کدخدای کافر و این هم رکود ذلت بار اقتصاد و معیشت مردم و رساندن جان اقشار کم توان جامعه به لب. و از همه فجیع تر تحقیر و ذبح آبروی ملت مظلوم پیش‌پای کدخدا و شیوخ مزدور عرب و...

برادر و خواهر سوگوار شهادت جانکاه امام حسین و آل الله در اربعین!
اگر در زمره عوام (بی تحلیل و محتاج دستگیری فکری)نیستیم،آیا سید الشهداء تکلیف من و تو را با شیواترین بیان و زیباترین جانفشانی، آشکار و روشن نساخته است؟!

نکند فردا روز بفهمیم که «شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد» که فردا خیلی دیر است.


منبع:هفته‌نامه یالثارات الحسین علیه‌السلام